۱۳۹۷ مهر ۱۹, پنجشنبه

جنگ بی سر و صدای واشنگتن علیه حزب الله در آمریکای لاتین

خبرهای داغ سیاسی

  • نشریه پولیتیکو چند ماه پیش در مقاله ای تفصیلی دولت اوباما را به چشم بستن بر روی فعالیت های غیرقانونی حزب الله به امید حفظ توافق هسته ای ایران متهم کرده بود. اکنون، پرزیدنت ترامپ درباره حزب الله پیامی متفاوت به کشورهای آمریکای لاتین می فرستد و نتایج آن به مرور آشکار می شود.

دولت آرژانتین یازدهم ژوییه ۲۰۱۸ دست به اولین اقدام علیه حزب الله زد و دارایی های مالی ۱۴ فرد وابسته به گروه «برکت» در آمریکای لاتین را توقیف کرد. پلیس فدرال برزیل هفته گذشته اسد احمد برکت، رهبر این گروه، را بازداشت کرد. او از سال ۲۰۰۴ در لیست تحریمی های اداره کنترل دارایی های وزارت خزانه داری آمریکا بود و یکی از مهم ترین حامیان مالی حزب الله محسوب می شود.

تحرکات اخیر علیه حزب الله در آمریکای لاتین از تغییر در اولویت دولت های منطقه با کمک واشنگتن حکایت دارد.

فعالیت های حزب الله در منطقه مرزی برزیل، آرژانتین و پاراگوئه بر کسی پوشیده نیست، اما مولفه های جدیدی موجب تحرک علیه آن ها شده است. در ژوئن ۲۰۱۷ علی عیسی شماس، شهروند لبنانی پاراگوئه ای، به دلیل قاچاق کوکائین از طریق بنادر و فرودگاه های آمریکا از شهر «سیوداد دل استه» پاراگوئه به میامی در آمریکا مسترد شده بود.

مسائل مهمی دست به دست هم داد تا این استرداد صورت بگیرد ولی هر دو کشور نیاز به عزمی سیاسی برای انجام چنین عملیاتی داشتند. دولت اوباما در موارد مشابه در استرداد عوامل حزب الله ناموفق بود. وزارت دادگستری اوباما در سال ۲۰۱۱ نتوانست حکم استرداد ولید مقلد، قاچاقچی مواد مخدر سوری ونزوئلایی مرتبط با حزب الله، را به اجرا بگذارد. علی فیاض، قاچاقچی اسلحه لبنانی اوکراینی، در سال ۲۰۱۶ پس از ایراد اتهام در دادگاهی در نیویورک به زندانی در جمهوری چک تحویل داده شد و از آن جا به لبنان برگشت.

نشریه پولیتیکو چند ماه پیش در مقاله ای تفصیلی دولت اوباما را به چشم بستن بر روی فعالیت های غیرقانونی حزب الله به امید حفظ توافق هسته ای ایران متهم کرده بود. اکنون، پرزیدنت ترامپ درباره حزب الله پیامی متفاوت به کشورهای آمریکای لاتین می فرستد و نتایج آن به مرور آشکار می شود.

دولت های منطقه سرکوب فعالیت های مجرمانه حزب الله به خصوص در مبادلات مالی غیرقانونی را آغاز کرده اند.

جف سسشنز، وزیر دادگستری دولت ترامپ، در همین راستا در ژانویه ۲۰۱۸ «تیم قاچاق مواد مخدر و تامین مالی تروریسم حزب الله» را تشکیل داد که زیر نظر جان کرونن دادستان باسابقه فعالیت می کند.

کنگره از نوامبر ۲۰۱۷ به این سو لوایح و متمم هایی را برای مقابله با تامین مالی تروریسم حزب الله تصویب کرده است.

آمریکای لاتین به کلیت رویکرد جدید در واشنگتن توجه دارد. برای مهار فعالیت های حزب الله هنوز کارهای بسیاری باید انجام بگیرد و اقدامات شرکای منطقه ای آمریکا در این راه بسیار حیاتی است.
یاداشتی در روزنامه هیل 
از جوزف ام هومایر


تلاشهای شیعه گستری ایرانیان و خطری که از این ناحیه ایران امروز را تهدید می کند

خبرهای داغ سیاسی

  • تلاش و اقدامات رضا شاه و سپس محمد رضا شاه در مدرنیزاسیون کردن جامعه ایران و ایجاد نوعی همبستگی ملی که همه اقوام ایرانی را تحت پوش قرار دهد، تاب آنچه که در لایه های فرهنگ و جامعه ایران می گذشت و به زودی خود را می نمایاند نداشت و جای آن همبستگی ملی را اتحاد اسلامگرایان یا قدرت اتحاد اسلامی گرفت

روند رو به پایان ارزشهای دولت و ملت در جهان کهن در ایران( منظورم از دولت و ملت در ایران در همان حد ارزشهای باستانی اش مورد نظر است)، که پس از شکست ساسانیان این پایان تکمیل شد، ایرانیان و کشور ایران مقهور مهاجمان عرب و اسلام گشتند. پس از شکست دو جنبش و مقاومت ایرانیان به رهبری بابک خرمدین در آذربایجان و مازیار در تبرستان(مازندران) در مقابل دین عرب، زین پس بتدریج ایرانیان از ملت و دولت بمفهوم باستانی اش که مبتنی بر تنوع قوم دینی بوده فاصله گرفتند و شرایط امت و امامت را می پذیرفتند یا امکان و ایجاد چنین شرایط در جامعه ما فراهم می شد.

اگر از دوره قیام ابومسلم خراسانی و جنبش شعوبیه که برای ما ایرانیان طلایه دار استقامت ایرانی در مقابل عرب است (و نه اسلام عرب) تا آغاز دوره حکمرانی سلجوقیان درز بگیریم که تلاش و نفوذ ایرانیانِ به دین جدید گرویده و تازه مسلمان شده از جمله شیعه مذهب مفروض و مشهود است، خودِ دوره سلجوقیان و نقش و تقلای نیروی شیعه مذهب به قصد تصاحب قدرت برای تجربه امروز ما حائز اهمیت است . سلجوق، مذهب حنفی که شاخه ای از اسلام سنی بود را پذیرفت و حاکمان سلجوقیِ سنی مذهب از چشم شیعه مذهبی ها پنهان نبودند. شیعه مذهبی ها بطورکلی از دوره انشعاب «امام» علی که بر سر جانشینی محمد روی داده بود تا دوره اسلامی شدن ما و تا جمهوری اسلامی، چشم از دامنه نفوذ قدرت شیعی خود فرو نبسته و بسته به موقعیتی که می یافتند یا داشتند، مانور داده و عمل می کردند.

دو روایت و نقل قول از علی امام مسلمانان در خصوص معضل جانشینی پس از مرگ محمد وجود دارد: یکی اینکه علی به دلیل پرهیز از انشقاق میان مسلمانان تن به سازش داد و در مقابل ابوبکر نایستاد و دومین روایت می گوید که علی گفته است «اگر چهل یاور می داشت قیام می کرد». از این دو روایت، ملاک ما در دیدن و فهمیدن این موضوع بایست روایت اول باشد چون در هر حال صحت آن تصدیق شده و علی با ابوبکر بیعت کرد. اما آیا رودررو نشدن علی با ابوبکر و بیعت با وی در آن زمان می تواند دلیلی بوده باشد تا شیعی ها از قدرت چشم پوشیده باشند؟ (بماند از اینکه بیعت علی به همراه بنی هاشم با ابوبکر زمینه های دیگری نظیر در محاصره قرار گرفتن اقتصادی نیز، داشته است).

حوادث و رویدادهای ایران اسلامی نشان می دهد که شیعه ایرانی دست از تلاش برای کسب قدرت سیاسی برنداشته و نیز نشان داد که واقعهء درگیری های جانشینی پس از مرگ محمد همچنان می تواند بهانه ای باشد در اختلاف میان شیعه و سنی جهت بهره برداری سیاسی خصوصاً برای شیعه در کسب قدرت سیاسی، مسئله ای که در هنگام آغاز معضل جانشینی رخ برنمود و زمینه هایش فراهم می شد. هر اختلاف اگر کارش به جدایی و انشعاب کشیده شود به حتم و یقین منشعبین در خیال و تلاش دامنه نفوذ خود برخواهند آمد شیعه نیز در تقلا برای دستیابی به قدرت از این امر مستثناء نبوده و نیست. اگر مسئله جانشینی که مسئله قدرت و نفوذ قدرت سیاسی بود را با اسلام بعنوان آخرین دین که مسلمانان معتقدند خدا وعده استقرار آن را بر روی کره خاکی داده در نظر گیریم در اینصورت پیشبرد پروژه شیعی و شیعه گستری جمهوری اسلامی را می توان به آسانی فهمید و درک کرد. در واقع درگیری بر سر جانشینی و تلاش شیعه در راستای دامنه نفوذ خود در تطابق کامل با اسلام بعنوان آخرین دین بر کره خاکی بوده و تا کنون تداوم داشته و تلاش شیعه حاکم بر ایران جهت دامنه نفوذ خود در خارج از مرزهای ایران را بایست از همین زاویه دید. در این زمینه می توان به چند نمونه تاریخی از تلاش نیروی شیعیِ ایرانی در ایران که بسیاری از ایرانیان چنین تلاشی را همچنان تلاش آزادی بخش یا بقول جلال آل احمد «روشنفکری» می دانند اشاره کرد.

نبرد فرقه شیعی اسماعیلیان با سلجوقیان به چه منظور؟:

فرقه اسماعیلیه معروف به باطنیان(شیعه هفت امامی) که بینش شان نسبت به اصلاح امور شبیه به اصلاح طلبان و اعتدل گرانِ اسلامگرای خودمان است یعنی سبک اصلاح دینی امور، راستای مبارزه تخریبی/ تروریستی شان در اشاعه نفوذ و تقویت قدرت شیعی بوده و به همین خاطر ابتدا آن قدرت حکومتی ای (سلجوقیان) را نشانه گرفته بودند و افرادی همچون خواجه نظام الملک را ترور می کردند که از فرقه حنفی و شاخه ای از اهل تسنن بودند. این جنبش «روشنفکری» درست همچون انقلاب اسلامی ایران جنبش تاریکی بود که از آتش هیمه اعماق فرهنگ مان زبانه کشید و تر و خشک را سوزاند. بستگی های ما به چنین تاریکی هایی که از ما محافطه کاران حرفه ای ساخت اجازه نمی دهد تا چنین حرکت ها و جنبش های عقبگرایی را از نو بکاویم. باری بینش و هدف اسماعیلیانِ باطنیِ قلعه الموت به رهبری حسن صباح، ترویج شیعه گری و واژگون کردن حکومت اهل تسنن سلجوقیان بوده و نه بیش از این. ما چپ های مسلح که بازوی انقلاب به حساب می آمدیم و مجذوب چنین جانفشانی های پیشینیان خود برای هیچ و پوچ بودیم و آنها در الگوهای اسلامی شان برای مای مادرزاد کورذهن بارآمده حس رهایبخش می نمودند بی آنکه بفهمیم که بالحاظ معنوی/تاریخی و عملی در خدمت جنبش اسلامی شیعی شان قرار گرفتیم، در نهایت امر بازیچه سیاست شیعه گستری شان در خارج از مرزهای ایران شدیم. و بی آنکه بر تن مان از اینهمه نادانیِ به خرج داده شده و خطر ناشی از آن برای ایران و ایرانی، رعشه اندازد و سرخی شرم را بر صورت خود حس کنیم، تازه با جناحی از آن ساخت و پاخت کرده و در دشمنی با عربستان و اسرائیل و امریکا که دشمنی جمهوری اسلامی با این سه را بایست از منظر این دید که آنها مانع پیشروی سیاست شیعه گستری شان هستند، پیش از سران حکومت، در صف مقدم و مقدس جهاد اسلامی ایستاده ایم.

صفویان شیعی:

دوره صفویان همزمان است با دوره دولت عثمانی در ترکیه. صفویان در مقابل امپراتوری عثمانی که رقیب پنداشته می شد نیازمند دولتی مقتدر بودند تا در مقابل آن قدرت نمایی کنند. بینش و راهکار شیعی، آن توجیه سیاسی حکومتی بود که بواسطه آن می توانست اقتدار ایجاد کند و کرد. صفویان برای گستردن و نیرومند ساختن افکار شیعی، اهل تسنن را تا حدود زیادی منزوی کرده و دست به کُشتار دینی زدند. اگر چه قدرت سیاسی برآمده از بینش شیعی صفویان به یکپارچگی ایران و قدرنمایی در خارج از مرزهای ایران انجامید اما چنین روش فرمانروایی و قدرت سیاسی شیعی به دلیل خشونت دینی به تلنگری بند بود تا افغان‌ها در یک جنگ بر آن بکوبند. یکی از مشخصات مهم جنگ ها میان دولت صفویان با دولت عثمانی در غرب و ازبک ها در شرق، جریان رقابت دینی آن بوده است. پس همانطور که از این رقابت معلوم است شیعه و سیاست شیعی یک سر دعوا در خارج از مرزهای ایران است. هدف نگارنده این سطور در خصوص دولت مقتدر صفویان صرفاً جنبه تلاش و گستردگی بینش شیعی آن است و نه بیش از این.

بینش شیعی در دوران انقلاب مشروطه:

در دوران انقلاب مشروطیت که مسئله مفهوم ملت و دولت در میان برخی «روشنفکران» و نخبگان ایرانی مطرح شد مستقیماً تحت تأثیر مفهوم ملت دولت غرب و در واقع تقلیدی از آن بوده و به دلیل نفوذ نیروی روحانیت شیعی بر آن انقلاب، انقلاب نمی توانست به منصه موفقیت رسد. جهل و بیسوادی مردم و مخالفت روحانیون شیعی از هر امر نوبنیادی نظیر بنیاد مدرسه که رشدیه مبتکرش بود آن اصلی بوده که «روشنفکران» را ترغیب می کرد تا مفاهیم مدرن اروپا را به احکام اسلامی بیارایند. در همین دوره از نفوذ روحانیون شیعی است که نظریه ولی فقیه که نظریه ای در فقه شیعه است و آن زمامداری سیاسی فقیه در زمان «غیبت» است در دستور کار قرار می گیرد. ( زمینه اختلاف میان شیعه و سنی بر سر جانشینی و زمان «غیبت» موضوع این بحث نیست و نیز، خوانند محترم جهت آشنایی با زمینه های نظریه ولایت فقیه در دوران مشروطه می تواند به کتاب ماشاالله آجودانی «مشروطه ایرانی» مراجعه نماید). موضوع دیگری که در دوران حکومت قاجارها به میان آمده بود موضوع «اتحاد ملل اسلامی» از سوی جمال اسدآبادی ست که در مقابل قدرت های غربی اسلامگرایی را تبلیغ می کرد و در میان افغانستان، ترکیه و مصر در گشت گذار بود. در واقع نظریه ولایت فقیه و ادعای رهبری مسلمانان جهان و همچنین نظریه «اتحاد ملل مسلمان یا اسلام» دستاویزی بوده برای روحانیون شیعی ایران در اشاعه شیعه گستری از طریق تئوری «صدور انقلاب» در دهه پنجاه و تا به امروز که با صرف هزینه هنگفت مالی اقتصاد ایران را به ورطه سقوط کشاند و جان و رمق ایران و ایرانی را سترد.


تلاش و اقدامات رضا شاه و سپس محمد رضا شاه در مدرنیزاسیون کردن جامعه ایران و ایجاد نوعی همبستگی ملی که همه اقوام ایرانی را تحت پوش قرار دهد، تاب آنچه که در لایه های فرهنگ و جامعه ایران می گذشت و به زودی خود را می نمایاند نداشت و جای آن همبستگی ملی را اتحاد اسلامگرایان یا قدرت اتحاد اسلامی گرفت که اساس آن مبتی بود بر شیعه گستریِ ایران برباد ده. ایرانیان برای گذار از مخمصه اتحاد اسلامگرایان نیازمند همبستگی ملی با محتوای سکولاریستی و پلورالیستی هستند. این کوی و این میدان
نیکروز اعظمی

۱۳۹۷ مهر ۱۶, دوشنبه

ولایتی، ماری آنتوانت، و سمبل مقاومت ایرانی

خبرهای داغ سیاسی

  • پرسش مردم این است که آیا خود این افراد هم حاضرند با نان خشک و قناعت و نخوردن گوشت و زندگی غارنشینی و برگرداندن فرزندانشان از خارج کشور، این وضعیت را تحمل کنند 

معروف است ماری آنتوانت، آخرین ملکه فرانسه در آستانه انقلاب این کشور، وقتی به او گفتند که مردم گرسنه‌اند و شعار «ما نان می‌خواهیم» سر داده‌اند، چیزی شبیه به این گفته بود که «اگر نان ندارند، بیسکوییت بخورند». این روایت تاریخی که از بی‌خبری کاخ‌نشینان از وضع مردم محروم حکایت دارد، در آن زمان، قدم دیگری بود در راه گسترش نفرت و حتی تمسخر دربار فرانسه درمیان توده‌های مردم. حالا حکایت دکتر علی‌اکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی ایران در امور بین‌الملل و رییس هیات‌امنای دانشگاه آزاد و مرد همیشه‌حاضر در سمت‌های متعدد دولتی است که در چهل‌سال گذشته، هیچ‌گاه دهان از چشمه قدرت برنداشته است. او این‌بار  با بیان سخنانی در رابطه با مشکلات اقتصادی کنونی مردمی که در هراس از آینده به‌سر می‌برند، توصیه‌هایی به آن‌ها کرده است که هم تمسخرش در مطبوعات و رسانه‌ها را به‌همراه داشته و هم باعث واکنش منفی و خشم و انزجار گروه‌های مختلف مردم از این سطح ریاکاری و خودخواهی مردی شده است که این‌همه از رانت اقتصادی و سیاسی برخوردار است و دیگران را به روش‌هایی توصیه می‌کند که خود به‌کل ازآن دور است. 

الف – ولایتی و نماد مقاومت جمهوری اسلامی

ولایتی در یک مهندسی معکوس و ریاکارانه در مقایسه با ماری آنتوانت، گفته است از یمنی‌ها یاد بگیریم که چگونه دربرابر تهدید و تحریم مقاومت می‌کنند، به‌جای لباس لنگ می‌بندد و اسلحه به‌دست دارند و چند تکه نان‌خشک دستشان است، با پای پیاده و سعودی‌ها از دست این‌ها عاجز شدند.

ولایتی که قبل از انقلاب با بورس بنیاد پهلوی برای ادامه تحصیل به آمریکا رفته بود و علی‌رغم ادعای نادرستش هیچ‌گاه هم از دانشکده پزشکی جان هاپکینز فارغ‌التحصیل نشده است و همیشه با زبان ولحن ستایشگرانه از مرکز اصلی قدرت، مرد همیشه‌حاضر صحنه‌ها، مقام‌ها و رانت‌ها بوده است، به‌جای درک مشکلات مردم، به آن‌ها توصیه کرده که سبک زندگی یمنی‌ها را پیشه کنند، تا بتوانند بدون مشکل به زندگی خود ادامه دهند و البته ایشان نیز همچنان در کاخ‌های قدرت و منزل مصادره‌ای خود در سعدآباد به زندگی ادامه دهند. 

ب- حمله به روحانی و رویای ریاست جمهوری  

اکنون دفتر ولایتی در مواجهه با موج عظیم تمسخر و انتقادها نسبت‌به او، توضیح داده است که اظهارات او بیش از آن‌که متوجه مردم ایران باشد، متوجه کسانی است که دلباخته مهر و خودباخته قهر سران استکبار جهانی‌اند و متأسفانه و شرم‌آورانه به‌جای تقویت قدرت مقاومت مردم، نسخه سازش را تئوریزه می‌کنند و با خالی‌کردن دل مردم، تنها راه برون‌رفت از مشکلات را تسلیم دربرابر زیاده‌خواهی‌های دشمنان مطرح می‌کنند.

در این اعلامیه، از او به‌عنوان شخصیتی که با تلاش مجاهدانه، کارنامه درخشانی در دلگرم کردن جبهه مقاومت در داخل و خارج از کشور داشته و مواضع روشنی در اعتقاد به ایستادگی مردم ایران دارد و به‌نمایندگی آنان این ایستادگی را بارها و بارها در عرصه دیپلماسی کشور به‌نمایش گذاشته، یاد شده است.

در این توضیحات دفتر ولایتی، سعی شده است او را نماد مقاومت ایرانی در عرصه دیپلماسی نشان دهند که سال‌ها سرمشق دیگران بوده است و نشان دهند که او همیشه تنور مقاومت را گرم نگه داشته است. علاوه‌بر این، با تصریح دفتر او، مشخص شده است که سخنان ولایتی، نظرات روحانی و دیدگاه‌های اصلاح‌طلبان را نشانه رفته است که در عرصه روابط با قدرت‌های بزرگ، به‌دنبال تنش‌زدایی‌اند و معتقدند بدون تنش‌زدایی با همسایگان ایران و مصالحه با نظام بین‌المللی، امکان جذب سرمایه‌گذاری خارجی و نیز بهبود و ثبات وضعیت اقتصادی وجود ندارد. ولایتی با این نوع سخن گفتن که مدتی است آغاز کرده، سعی می‌کند باحمله به دولت، آن‌چنان سخن بگوید که نهاد رهبری و نهادهای رادیکال و اصول‌گرا را به حمایت خود برانگیزد تا شانس پیروزی خود را در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۴۰۰ افزایش دهد. 

ج- مسئولان و تقاضای قناعت و مقاومت

ولایتی تنها کسی نیست که ریاکارانه مردم را به مقاومت فرامی‌خواند. ائمه جمعه و بسیاری از مقامات سیاسی و نظامی که در ساختار قدرت از مزایای آن بهره‌مندند، مدتی است که در پاسخ به وضعیت معیشتی و فشارهای اقتصادی مردم، برای عبور از پرسش و توجیه شرایط رودروی مردم، با جواب‌های غیرتخصصی، خام و دم‌دستی، قشر کم‌توان و فرودست جامعه شامل کارمندان، کارگران، معلمان،حقوق‌بگیران، بازنشستگان و جوانان بیکاری را که با تحولات بازار، موقعیت مالی دشواری را تجربه می‌کنند، دعوت به خوردن نان خشک، یک وعده غذای بدون گوشت در روز و قناعت و ساختن با شرایط می‌کنند. این درحالی است که همین افراد مسئول در وضعیت متفاوتی به‌سر می‌برند: با گرفتن حقوق‌های کلان، استفاده از مجوزها، رانت‌ها و ارزهای دولتی و کسب ثروت‌های نجومی، داشتن ماشین‌های گران‌قیمت و خانه‌های ویلایی اعیان‌نشین و زندگی لوکس و فرزندانی که بعضا در آمریکا و کانادا و اروپا و یا خارج از کشور، در بهترین شرایط زندگی وتحصیل می‌کنند. همین وضعیت ریاکارانه وفسادآلود است که به‌طور فزاینده باعث رنجش خاطر مردم و بی‌اعتمادی به مسئولان کشور شده است.

پرسش مردم این است که آیا خود این افراد هم حاضرند با نان خشک و قناعت و نخوردن گوشت و زندگی غارنشینی و برگرداندن فرزندانشان از خارج کشور، این وضعیت را تحمل کنند و در کنار مردم و همراه‌با سختی‌های آن‌ها با تحریم‌های سنگین و اوضاع اقتصادی ایران در وضعیت بسیار بد و دشوار، کنار بیایند؟ آیا مقامات حاضرند سبک زندگی خود را تغییر دهند و فی‌المثل آقای ولایتی به‌جای مدل یمن، حاضر است از ویلای سعدآباد به خانه‌ای در یافت‌آباد نقل مکان کند؟

صرف‌نظراز شعارهایی که سرداده میشود، پاسخ به این پرسش‌ها، درعمل منفی است  و این پیامی است که مردم دریافت کرده‌اند. نباید از نظر دور داشت مزایای اقتصادی که ولایتی و خانوده‌اش از آن بهره‌مندند، مانند بسیاری از مقامات دیگر حکومتی، هم‌سطح زندگی و  برخورداری از مزایای زندگی در سطح کشوهای پیشرفته و ثروتمند است که ازطریق رانت‌های سیاسی و اقتصادی در اختیار آنها قرار گرفته است.

نتیجه‌گیری:

نگاه  ابزاری روحانی‌ها و دولتمرانی مانند ولایتی به مردم که بعد از چهل سال آزمون و خطا و توزیع ناعادلانه و غیر شایسته سمتهای مدیریتی وسختی هایی که مردم ایران متحمل شده اند باعث شده  اکنون برای حفظ جمهوری اسلامی توصیه به مدل زندگی مردم یمن میکنند که در جنگ داخلی به سر میبرند و میلیاردها دلار ثروت از راه فروش نفت در اختیار ندارند. این نوع سخن گفتن مقامات حکومتی  که در تعارض با موقعییت زندگی خودشان است اکنون مبدل به زبان تحقیر مردم و نادیده انگاشتن رنجهایشان شده است ، روز به روز به شکافی دامن زده است که نتیجه آن بی اعتمادی به ساختار قدرت است.شکافی که بتدریج به مهمترین عنصر بی آینده شدن نظام مبدل گردیده است. نظام هیچگاه درطول چهل سال عمرخود با چنین بحران بی اعتمادی از سوی مردم روبرو نبوده است واقدامات دولت وحکومت تاکنون نتوانسته مسیر فزاینده و روبه رشد بی اعتمادی مردم را به نهادها و ارزشهای قدرت و ساختار حکومت کم متوقف سازد.
 پیک ایران



نماینده مجلس ایران: با تصویب CFT باید قاسم سلیمانی را تحویل «دشمن» بدهیم

خبرهای داغ سیاسی

  • زاهدی تصریح کرد: «معنی این حرف این است که ما باید افرادی، چون سردار سلیمانی را کت بسته به آن‌ها تحویل دهیم».

محمد مهدی زاهدی از نمایندگان مخالف لایحه پیوستن ایرانبه کنوانسیون مبارزه با تامین مالی تروریسم (CFT) گفت که با تصویب این لایحه در مجلس «باید قاسم سلیمانی را به دشمن تحویل دهیم».
قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس شاخه برون مرزی سپاه پاسداران ایران است. نام او در فهرست سیاه سازمان ملل متحد، ایالات متحده آمریکا و برخی دیگر از کشورها قرار دارد.
یکشنبه 7 اکتبر، مجلس ایران لایحه جنجال برانگیز پویستن به کنوانسیون مبارزه با تامین مالی تروریسم را تصویب کرد. بسیاری از اصولگرایان مخالف این لایحه بودند و آن را مانعی در برابر کمک‌های ایران به گروه‌هایی همچون حزب‌الله لبنان می‌دانستند.
اما تصویب این لایحه و لوایحی دیگر از جمله «مبارزه با پولشویی» و «مبارزه با جرایم سازمان یافته فرا ملی»، شرط اتحادیه اروپا برای خارج کردن ایران از فهرست سیاه کارگروه اقدام مالی FATF بود. قرار گرفتن کشوری در فهرست سیاه این کارگروه به معنی آن است که سرمایه‌گذاری در این کشور، پر ریسک است. اما با توجه به این‌که ایالات متحده از توافق هسته‌ای با ایران (برجام) خارج شده، اروپا خروج ایران از فهرست سیاه FATF را پیش شرطی برای تلاش برای ادامه تجارت با این کشور عنوان کرده بود.
زاهدی نماینده کرمان اما همچنان به توصیب لایحه CFT در مجلس ایران معترض است و در این باره به رسانه‌های ایرانی گفت: «موادی از این لایحه به صراحت از ما می‌خواهد که در چارچوب آنچه آن‌ها از پولشویی و مبارزه با تروریسم تعریف می‌کنند عمل کنیم و براساس برداشت آن‌ها ایران باید به تروریست‌هایی که مدنظر آن‌هاست به طور مثال برخی جریانات مقاومت در منطقه را تسلیم مجامع بین المللی کند».
زاهدی تصریح کرد: «معنی این حرف این است که ما باید افرادی، چون سردار سلیمانی را کت بسته به آن‌ها تحویل دهیم».
نماینده مردم کرمان با تاکید بر اینکه ایران تا پیش از این گاهی اوقات تحریم‌ها را دور می‌زد، گفت: «تصویب این لایحه یعنی دور زدن تحریم‌ها بی دور زدن از سوی دیگر آمریکا فشار‌های زیادی بر ما وارد کرد تا نفت ایران به فروش نرسد در حالی که با دور زدن تحریم‌ها می‌توانستیم نفت مان را بفروشیم».
العربیه

۱۳۹۷ مهر ۱۵, یکشنبه

پست کوتاه:سخنرانی تاریخی جمال عبدالناصر:من نمیتوانم سر ده میلیون زن مصری به اجبار حجاب بگذارم

خبرهای س کوتاه

  •  حدود چهل سال است که بانوان ایرانزمین به این تبعیض و حجاب زوری تن داداند و بر علیه آن با این رژیم مبارزه میکنند.

صحبتهای جمال عبدالناصر رئیس جمهور فقید مصر در مورد حجاب زوری بر سرزنان مصری  کردن در بین طرفداران و منتقدان خود(اخوان المسلمین) شنیدنی و قابل تحسین بود.
او یکی از مخالفان سر سخت حجاب اجباری بود و برای همین در سال 1954 از طرف گروه تروریستی اخوان مسلمین یک عملیات ترور, بر علیه او صورت گرفت که این عملیات  نافرجام ماند و رئیس جمهور مصر از این عملیات تروریستی جان سالم بدر برد.
یکی از دستاوردهایی که  باعث بیشتر شدن محبوبیت او در بین طرفدارنش و جهان عرب شد" ملی کردن کانال سوئز"بود,این حرکت منجر به ایجاد جمهوری متحد عربی و اتحاد میان مصر و سوریه گردید.
جمال عبدالناصر سرانجام پس از پایان جلسته سران اتحادیه کشورهای عرب بر اثر ایست ناگهانی قلبی در سال 1970 درگذشت.
درست نه سال بعد از درگذشت جمال عبدالناصر,در ایران انقلاب ننگین پنجاه و هفت روی داد و خمینی با شعار آزادی و برابری به ایران آمد و بعد از بدست گرفتن قدرت اولین کاری که کرد حجاب اجباری بر سر زنان ایرانزمین بود.
 حدود چهل سال است که بانوان ایرانزمین به این تبعیض و حجاب زوری تن داداند و بر علیه آن با این رژیم مبارزه میکنند.
آیا وقت آن نرسیده است که هریک از ما مردان و زنان ایرانی مثل جمال عبدالناصر به این تبعیض و حجاب اجباری اعتراض کرده و به خیابانها بیایم و حق از دست رفته مان را از رژیم جهل و نادان جمهوری اسلامی بگیریم؟!
ع ل ی ذ ا ک ر ی 
07/10/2018