‏نمایش پست‌ها با برچسب جهان به کوروش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جهان به کوروش. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ شهریور ۶, پنجشنبه

خدایان روان پریش و جلاد مذاهب، مستحق بازخواست و محاکمه اند!

iranian-women-about-to-be-hanged-prays-to-god

 

چهره کریه قوانین الهی

تکنولوژی غربی به بهترین و فاحش ترین نحو جنایات دین داران و خداپرستان افراطی را به نمایش می گذارد. حتی تصور فیلمی ساختگی از ژانر وحشت که قاتلینی بیرحم و سایکوپات به فوتبال با سرهای بریده بپردازند. و بلند بلند قهقه بزنند, غیر قابل تصور است. امااین ویدیو مسلمانان طالبانی است که با سرهای بریده پلیس پاکستان به اصطلاح فوتبال بازی می کنند و می خندند.

سنگسار، یا جلوه دیگر از عدالت الله عرب

چگونه می توان باور کرد که در سرزمین هایی بدوی زنان و مردان را پارچه پیچ می کنند و گودالی کنده و آنان را تا نصفه در گودال قرار داده و با سنگ بدنشان را له خواهند کرد؟. یا اینکه بسیاری از مادران و پدران، اجازه جداسازی قسمتی از عضو تناسلی کودکان شان را به بیرحمانه ترین شکل صادر می کنند! با کدام منطقی و سر سوزنی از انسانیت و عاطفه می توان کوچه ها و پیاده رو های عراق را که مملو از سرهای بریده و بدن های تکه تکه شده است نظاره گر بود!.

آتش زدن انسان ها بنام دین

همچنین، نگاهی هر چند کوتاه و بهت زده به فیلم وحشتناک آتش زدن انسان ها به جرم جادوگری. یادآور جنایات مذهبیون مسیحی افراطی در قرون وسطی می باشد. این پیشرفت علم بشر و بوجود آمدن دوربین، موبایل، ماهواره، اینترنت و…بود. که پرده از عمق توحش اعتقادات مذهبی ادیان برداشته است.

مذهبیون افراطی جنایتکاران دینی

مذهبیون افراطی بویژه ملاها، مفتی ها، اسقف ها، پاپ ها و … می توانند به راحتی، نیروی تباه کننده یا ترمز تمدن جوامع بشری باشند. چون قدرت مذهبیون افراطی بر جهل مردم عامی تکیه دارد. مردمی که به نیرو های خرافی ما بعد الطبیعه باورمند بوده و  از قهر و غصب خدایان خیالی در هراسند.
همچنین طمع داستان خیالی بهشت و پاداش الهی چشم بصیرت خردباختگان را کور کرده است. بنابر این بسیاری از این افراد، گوش به فرمان خدایان و مذهبیون به راحتی دست به هر جنایتی می زنند. سپس توجیه این جنایات را خواست خدا یا در راه خدا می خوانند.
حقیقت امر این است که مذهبیون افراطی که به جنگ ها و کشتارها دامن می زنند. افرادی خودشیفته (نارسیسیسم) و جنایتکار هستند. به دلیل همین خودانگاشت‌های درونی و اختلالات روانی است که خود را در ارتباط با پیامبران و خدا می دانند. و از هیچگونه جنایتی به نام خدایشان و به حکم فتوایشان روی گردان نیستند. حال اینکه اگر فرد دیگری ادعای رابطه با خدا و پیامبران را داشته باشد. به جرم کلاهبرداری یا دیوانگی دستگیر و به زندان خواهند افکند. آنان بوسیله دست یازیدن به مذاهب دروغین، میل به کشتار، شکنجه، تجاوز و عطش قدرت را در خود سیراب می کنند. وگرنه برای هیچ انسان عاقلی قابل قبول نیست که راه بهشتی موعود با دستان خونی و لبریز از جنایت ممکن باشد.
در این ویدیو آقای دکتر عرفانی جامعه شناس به یک سری از مسائل اجتماعی مانند پرورش دروغ و دروغ پردازی و همچنین ماهنیت و نوع عشق اسان ها به یکدیگر بحث و گفتگو می کند.

دین منشاء جنگ ها و جنایت ها

از جنگ های صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان و دیگر ادیان، تا کشتار امروزه مردم بی پناه به دست طالبان و داعش و حکومت های اسلامی گرفته، تا درگیری های خون آلود فلسطینیان و اسرائیلیان، همه و همه بر سر دین و مذاهب و اعتقادات خرافی ناشی به باور بر ادیان است.
در این نوع جنگ ها و خصومت ها هر دو طرف با تکیه بر اعتقاد راسخ به خدا و پیامبران خود به جنایت می پردازند. و هیچ ترسی از این بابت ندارند، چون خود و خدای خود را بر حق می دانند. بزرگترین قربانی این جنگها مردم محروم و ستم دیده هستند. و ثمره آن نفرت عمیق ایمان آورندگان به مذاهب مختلف از یکدیگر و تشنج فضای صلح در منطقه می باشد. همچنین دلزدگی و دین گریزی نسل های آینده نسبت به ادیان و خدایان پیشینیان شان، از نتایج دیگر این جنگ ها می باشد. چنانچه امروزه در ایران نظاره گر آن هستیم.

خداوندان بیرحم، سزاوار محاکمه اند

چناچه مهندس بهرام مشیری محقق و تاریخ شناس عصر ما در این رابطه بیان می کند همه مشکلات از آنجا آغاز می شود؛ که می گویند؛ “خداوند می فرماید.”اصولن خدای ادیان ابراهیمی خدایی روان پریش، جلاد و کم حوصله است که از توهین، شکنجه دادن و کشتن لذت می برد. خدایی که از او مرتبن به عنوان قادر یاد می کنند. بنابراین سوالات زیادی در مورد وجود خدا پیش می آید. اگر قدرتمند پس چرا خود به امور دنیویان رسیدگی نمی کند. و اگر مهربان و بخشنده است، پس چگونه چنین قوانین مجرمانه و جنایتکارانه ای برای تنبیه خاطیان دارد. مگر نه اینکه می گویند او بوجود آورنده و واقف به همه چیز است. پس چگونه بندگانی را که خود این ویژگی ها و حتی حق انتخاب را به آنان داده شکنجه و تنبیه می کند؟. از نظر نگارنده، خداوندانی چنین شکنجه گر و جانی، مستحق محاکمه در دادگاه ذهن و نقد و بیان خردمندان می باشند.

یک بام و دو هوای شرعی

یکی از دهها جنایات داعش در عراق که از سوی الله مدینه مأموریت در قتل عام مردم دارد.
زیباترین تفسیری که از قوانین شرعی و به طور کلی مذهبی شنیدم. در مصاحبه ای از کانال سی.ان.ان بود. (متاسفانه اسم تفسیرگر مذهبی سیاسی را به خاطر ندارم.) وی در جواب اینکه قوانین شریعت اسلامی چیست، گفت. “قوانین شریعه اسلامی یعنی هر چه که می خواهند و به نفعشان باشد، دستورش را صادر می کنند.” او سپس در ادامه چنین گفت؛ “در نظر بگیرید که بخواهند فردی را بکشند. می گویند در قوانین ما کافران باید کشته شوند. و سپس بخواهند بنا به اقتضای زمان با گروهی صلح کنند. خواهند گفت دین ما دین بخشش است و خداوند هرکس را در انتخاب دین آزاد گذاشته است.
وی در ادامه گفت: “به طور کلی کتاب های مذهبی به صورتی نوشته شده است (به صورت تیغ دو لبه). که از هر طرف قابل اجرا به نفع سودجویان مذهبی باشد.”  شاهد این گفته اعمال و رفتار حکومت اسلامی ایران است. حکومتی که دست فردی را که از بیکاری و گرسنگی به دزدی روی آورده، قطع می کند. اما دزدی های کلان و میلیاردی نزدیکان سردمدارن و حکومتیان را نادیده می گیرد. انسانی را به سنگسار محکوم می کنند. اما متجاوزدیگری را به جاه و مقام می رساند. چون فرد دوم جنایتکار خانگی حکومت بوده است و….

متعالی ترین مذهب انسانی

بهترین و انسانی ترین راه و روش زندگی، احترام و رعایت حقوق دیگران است. آنچه به عنوان حقوق بشر نگاشته شده حاصل تفکر و دسترنج افرادی وارسته در جوامع آزادی خواه و پیشرفته بشری است. جوامعی که دوران سیاه قرون وسطای فرمانروایی جهل و مذهب را سپری کردند. جوامعی که عصر رنسانس را با شکوفایی هر چه بیشتر تجربه کردند. و اکنون این کشورهااز قدرتمندترین، ثروتمندترین، پیشرفته ترین و شادترین نقاط جهان می باشند.

کلام آخر

گروه داعش یکی از نمایندگان الله در عراق حتی از کشتار کودکان نیز پرهیزی ندارد. و به هیچ کس رحم نمی کند. اینها کودکان یک دهکده اند که به خواست الله کشته شدندن.
آخرین کلام را با شعری کوتاه به پایان می برم, شعری که وصف حال امروز ایران و مردم ماست.

شعری برای داعش، شعری برای تو…/ ((بنگر! ))

بنگر
که چگونه…
پیامبران بازگشته اند
با تفنگ های لبریز از نفرت ایمان
و خنجرهای خون آلود برهنه،
در راه خدایان
و صدای منحوس تکبیر شان
در لحظه ای که انسانی را چون گوسفندی بی پناه
ذبح می کنند!!!.
بنگر!
به پیامبر و امامانت
که از کهنه ترین کتب تاریخی و دورترین قبایل بدوی
ظهور کرده اند…
و تو هنوز…
به خدایشان…،
ایمان داری!….



۱۳۹۳ شهریور ۵, چهارشنبه

اسلام چیزی جز خفت به ایرانیان نداده و با کنار گذاشتن آن جمهوری اسلامی نخواهد ماند

نام و تاریخ ایران مورد حمله خودمان!

دوستی بما می گفت که “ایران پیش از اسلام هنر و دانشی نداشته است” این گفتار پاسخی به ایشان و امثال ایشان است.تاریخ ایران پیش از اسلام امروزه از طرف دو گروه خودی به سختی مورد چالش است.
گروه اول  پان ترک هستند که به خیال خود تلاش دارند امپراتوری عثمانی(؟!) را به ایران بازگردانند.
گروه دوم  مسلمانان خرافی هستند چه سنی و چه شیعه که تلاش دارند گذشته ایران باستان را پر از زشتی و آزرم نشان دهند. دانش و گذشته ایران را دروغین معرفی می کنند و از دوران اسلامی بعنوان دوران شکوفایی علم و دانش یاد می نمایند.

دوستان و هم میهنان ترک بدانید،کلمه ی ایران واژه ای از آن شماست.

گروههای پان ترک دانسته و ندانسته واژه ایران را مورد حمله قرار داده اند و آن را یک واژه نژاد پرستانه می دانند. این امّا دقیقا تاکتیک حمله برای دفاع است. ما  یک قوم بنام قوم ایرانی نداریم و واژه ایران متعلق به شهر و منطقه خاصی نیست . از رود ایندوس تا اروند رود در دوران ساسانیان بنام ایران بوده است. کتیبه ها و اسناد مختلفی وجود دارد که واژه ایران در آن بکار رفته است.
پارسها و ماد ها و پارتها هر یک در گوشه ای از تاریخ ایران سهیم بوده اند و واژه ایران ، واژه ای است عاری از نژاد خاص و قومیت خاص. این در حالی است که واژه “ترکیه” دقیقا به قوم ترک بر می گردد و پان ترکان محترم باید پاسخگو باشند. از سوی دیگر غافلند از اینکه فرهنگ ترکی قسمت بزرگ و بیشتر خود را مدیون فرهنگ ایران است و ترکان سلجوقی برای سده ها همه ی نوشتار و دبیره ی خود را به فارسی نگاشته اند. پرشمار است وازگان پارسی که به زبان ترکی استانبولی وارد شده است.
چامه های چامه سرایان ایرانی در همه ی موزه های ترکیه قابل دیدن است. اما برای زبان ترکی چند کتاب با پیشینه ی بیش از ۲۰۰ سال سراغ دارید؟.  گاهشمار ایرانی و نوروز آیا از آن شما نیست؟. سازهای نی وتار و تنبور و عود و چنگ آیا از آن شما نیست؟. این همه دستگاههای موسیقی چندگانه، این همه مینیاتور و آثار هنری، این همه معماری و کتیبه های شهرهای سمرقند و بخارا و قونیه و گنجه را می خواهید چکار کنید؟. همه را به ترکی برگردانید؟. مگر زبان فارسی با جنگ در منطقه وارد شده است؟.
دشمنی با ایران و زبان فارسی تا آنجاست که همسایگان ترک ما در کشور آذربایجان کتیبه های فارسی  را از آرامگاه گنجوی حذف کردند. در ازبکستان هم در سمرقند و بخارا کتیبه هایی که بر روی معماری بناها وجود داشته است به زبان ازبکی تغییر کرده است!)

بر خلاف ترکی و عربی زبان فارسی از طریق جنگ پخش نشده است

به تاریخ ۱۴۰۰ سال گذشته نگاه کنید… ابتدا پادشاهان عرب را داریم و سپس پادشاهان ترک. بیشترین دلیل ورود زبانهای عربی و ترکی به ایران جنگهای خونین خلفا و پس از آن چنگیز و تیمور بوده است. اما با این همه، پر شمار متون پهلوی که از ساسانیان باقی ماند را خود اعراب تا چند سد سال به عربی برگردان کرده اند.خانات ترک اما زبان مورد علاقه شان پارسی بود و همواره به فرهنگ و زبان پارسی علاقه داستند. زبان پارسی با کتاب و فرهنگ در خاور میانه جا افتاده است و نه با جنگ ؛همانندترکی وعربی. از رودکی و ابن سینا تا  صادق هدایت و  شاملو چند کتاب به زبان فارسی می توان یافت؟. براستی قابل شمارش است؟.  چگونه می توان گفت که فارسی غیر از فرهنگ و هنر با روش دیگری در خاور میانه همه گیر شده است؟.
پادشاهان ترکی که به هند لشکر کشیدند و از خاندان تیمور بودند برای چند سده فرهنگ و ادب پارسی را در هند ارج نهادند و بدان پرداختند. نخستین کتاب چاپ سنگی پارسی در کلکته هند به چاپ رسیده است و این خود نشانه علاقه مردم هند به ادب پارسی در گذشته است.

اعراب و اسلام به ما چه دادند؟

براستی آن اسلام زوری که اعراب با ۳۰ سال جنگ و در گیری  به خورد ایرانیان دادند چه بما داد که نداشتیم؟. برچیده شدن یک حکومت فاسد و بر آمدن حکومت فاسد دیگر که هنری نیست. آری ساسانیان سقوط کردند ، داستانهایی هست از اینکه ظالم بوده اند و چه و چه… پاسخ نگارنده این است: مگر پس از ساسانیان چه رژیم عدل و دادی در ایران حاکم شد؟. ما که جز ۱۴۰۰سال درگیری و جنگ چیزی ندیده ایم!.
(جنگ تارتارها و پیروزی عثمانی بر ایشان. حضور زبان فارسی در تاریخ و هنر عثمانی غیر قابل انکار است و خوشبختانه بسیاری از آثار فارسی عثمانیها در اروپاست و پان ترکها دسترسی برای تغییر اشعار به زبان ترکی را ندارند!)
نظام طبقاتی ساسانیان اشتباه ایشان بود ولی ربطی به فرهنگ و  پیشینه ایران نداشت. همانطور که در دوره اشکانیان سامانه حکومت چیزی ورای سامانه ساسانیان بود. ایجاد طبقه موالی وغلامان ایرانی که پس از اسلام بسیار بدتر است.اعراب مردان ما را به غلامی بردند  و زنان را به کنیزی.
براستی ” سیّد ” یعنی چه؟. فقط اعراب مرد هستند؟. فقط بنی هاشم  حق آقایی و سروری دارد؟.  این گونه  که آخوند ۱۴۰۰ سال نظام طبقاتی ساسانیان را بر سر ملت بیچاره ایران می کوبد که  گویی قرار بوده است تا ابد ساسانیان و نظام ایشان پا برجای باشد.

آثار باقی مانده از ایران پیش از اسلام نشان از دانش و فرهنگی شگرف دارد

(کافیست در گوگل بنویسید "پل ساسانی" تا با پر شمار  از پلهای زیبا و استوار مواجه شوید که همگی یک چیز مهم را ۱۴۰۰ سال به ما گفتند و ما نشنیدیم: اسلام هیچ چیزی جز خرابی و خفت به ایران نداد)
(کسانی که عمران و استاتیک خوانده اند می توانند محاسبه کنند که ساختن این پل ساسانی در سردشت چقدر بی نظیر و دقیق بوده است.علم ریاضی و هندسه نزد ایرانیان پیش از اسلام، براستی  بسیار از امروزمان پیشتر بوده است! )
شهر گور در فیروزآباد با نقشه عجیب و بی نقص ،شهر داربگرد، شهر تیسفون، بیشاپور و تخت سلیمان برای باستانشناسان دلایل واضح و شگرفی بر پیشرفتگی علمی ایران پیش از اسلام دارد. پلهای بی نظیر ساسانیان که تا امروز باقیست و معماری سدهایی نظیر شوشتر برای هر انسان خردمندی کافیست که به دانش ریاضی و هندسه ی پیشرفته و دقیق ایرانیان پی ببرد.
عدد نویسی نزد اعراب بصورت “ابجد” و نزد رومیان بصورت “رومی باستان” بود ،در حالیکه ایرانیان از سیستم پیشرفته ی یکان و دهگان(از راست به چپ) استفاده می کردند و در ژمان عبدالملک مروان اولین بار سکه هایی با تقلید از عددنویسی ساسانیان (از راست به چپ)را استفاده کردند. استفاده از سیستم ده دهی کمک بسیار بزرگی در حساب و هندسه به ایرانیان باستان کرده است و پا برجایی آثار ساسانیان پس از ۱۵۰۰ سال آن هم در مناطق زلزله خیز از دقت در محاسبه ایشان نشان دارد. خود تاریخ نویسان مسلمان بر سوزانده شدن آثار ادبی و علمی ایرانیان به بهانه کفر آمیز بودنش اعتراف کرده اند که به “کتابسوزی اعراب” شهرت یافت.
موسیقی و جامه های رنگین باز مانده از هنرمندان ساسانی، گزارشهای خود اعراب از زیباییهای شهرهای تیسفون و فرش بهارستان(که به پیشنهاد عربی نادان تکه تکه شد و بین اعراب وحشی تقسیم گشت) تنها گوشه ای از هنر ایران ساسانی را به ما گوشزد می کند.

جایگاه زن نزد ایرانیان پیش از اسلام

زبان پارسی مونث و مذکر ندارد و همین از روحیه برابری جنسی نزد ایرانیان خبر می دهد. نامهایی نظیر ” آریا ” و” مهران ” و “آذر” و “کیوان” که در فرهنگ ایران گاهی برای نامگذاری زن و گاهی برای مرد استفاده شده است،نشانه دیگری از بی تفاوتی ذاتی ایرانیان به جنسیت دارد. پادشاهی ۳ زن ایرانی که یکی از آنها بنام پوراندخت بسیار دقیق و شایسته پادشاهی را سامان بخشید،نشانه دیگری از ذات برابری زن و مرد در فرهنگ ایرانیان است.
همچنین آغاز پادشاهی شاپور دوم پیش از تولد و پیش از  مشخص شدن جنسیت زن و یا مرد وی، دلیلی دیگر است که در ایران باستان مقام زن و مرد در یک حد و اندازه بوده است. در ایران نه خبر از زنده به گور کردن دختران بود (که البته در اعراب هم بسیار نادر بوده است) و نه خبری از بردگان زنی که در بازارهای مدینه و شام، برهنه به فروش برسند(نظیر خرید و فروش مادران امامان شیعه!)

جایگاه ادب و اخلاق در ایران باستان

در ایران باستان ۳ زن به پادشاهی رسیدند که پوراندخت بسیار از خود لیاقت و تدبیر نشان داد.در تاریخ آمده است که در دوران کوتاه پادشاهی، او اوضاع آشفته داخلی ایران را آرام کرد و با مردم به نرمی و عدل برخورد نمود ولی شوربختانه در گذشت تا ایران پیش از تهاجم اعراب در بدترین روزگار خود باشد
متن کتیبه های پارسی باستان  امروز خوانده شده است و مدرک بزرگی بر ادب و فرهنگ شایسته ایرانیان است. توجه به راستگویی و پرهیز از دروغ یکی از موارد اخلاقی عمده ایست که از طرف ایرانیان باستان بارها و بارها در کتیبه های مختلف پند گونه و پر شمار آمده است. آثار ادبی اندکی که از طوفان اسلام باقی مانده است نظیر پندنامه “برزویه طبیب” براستی ما را با فرهنگی شگرف و شایسته روبرو می کند؛چیزی که شور بختانه ملت شریف و همیشه در صحنه ایران، امروز از آن تهی هستند.
آیین مانی که اسناد بزرگی از آن در چین یافت شده است، سندی بی نظیر از فرهنگ آرامش و متانت نزد ایرانیان باستان است. شاهنامه فردوسی که بسیاری از چامه های موبدان زرتشت را درخود پنهان کرده است،به گونه ای بی نظیر مردانگی و راستی ایرانیان را به رخ هر شنونده ای می کشد.

ایران همه چیز به عرب داد و  اسلام به ما خفت داد!

از وعده بهشت پر از گل و درخت ایران که در قرآن آمده است بگذریم! اما معماری مساجد و گنبدهای زیبای مسلمانان کپی از معماری بی نظیر ساسانیان است. موسیقی عرب از دربار ساسانی به دربار خلفا راه یافت و تا اسپانیا حرکت کرد و اگر امروز گاهی شباهتهایی در موسیقی اسپانیا با موسیقی خودمان حس می کنیم بی دلیل نیست! ما لااقل یک گیتار از اسپانیا طلبکاریم.
جامه ها و رقصهای صوفیان ترکیه و مصر چیزی جز جامه های ایرانی و رقصهای ایرانی نیست که هیچ ربطی به اسلام نداشته است و این هم بوسیله امویان تا اندلس رقته است. گاهی که به هنر و موسیقی مراکش نگاه می کنم، گویی ساسانیان را دمی زنده و بازگشته می بینم! علاقه ساسانیان به پوششهای رنگی و موسیقی رقصی ،چیزی را به مراکش داده است که امروز خود ایران ندارد: هنر ساسانی! و البته پس از آن آهی می کشم که “چرا ما امروز باید در خفّت اسلام و عزای امامان عرب خود زنی کنیم ولی مراکشی ها ۱۴۰۰ سال با فرهنگ ساسانی در شادی و پایکوبی باشند؟” چرا تاجیکستان سعی در بازسازی گذشته زیبای ایران داشته باشد ولی مردم ایران در صف یارانه و  نوبت حج و سوریه عمر خود را تلف کنند؟. چرا اسلام به ما اندوه و خفّت داده است و ایران ساسانی به اعراب مراکشی شادی و هنر؟.
ایوان کسرا در تیسفون که از معدود آثار باقیمانده از پایتخت ایران ساسانی است اوج هنر و معماری ایرانیست. و شور بختانه در عراق رو به تخریب کامل است. این است هنر معماری ایرانی که بعد از اسلام به مساجد راه یافت و حتی در هند به خلق تاج محل منجر شد. معماری تاج محل هرگز هندی نیست و این را خود هندیها هم معترفند.
بجای آموزش انسانیت و اخلاق واقعی، این افکار پوسیده و تقلیدی را بخورد خردسالان ایرانی می دهند، بخیال خود که در ایران می توانند اسلام و خرافات را حفظ کنند ولی امروز هویت ایرانی ، اسلام را بر نمی تابد.
این همه دانشمندان ایرانی که حتی خط عربی را ساختند. خطی که از زبان پهلوی و سریانی برداشته شده است. این همه دانشمندان بزرگی که اعراب مرتبا آنها را دانشمند عرب  جا می زنند. بزرگانی که صرف و نحو را ساختند و نحو را آنچنان راست و دقیق نوشتند که تا پیش ازآن  عرب نمی دانست که در قرآنش چندین ایراد نحوی وجود دارد و البته بعضی از ایرادات قرآن  تا امروز هم پای برجاست! امپراتوری اعراب اگرچه خلیفه اش عربی ولگرد از بنی هاشم بود ولی اداره این امپراتوری که از هند تا اسپانیا ادامه داشت بدست مدیران ایرانی مانند “برمکیان” تا مدتها پا برجا ماند که نام بسیاری از آنها در تاریخ محفوظ است. زوال و گسیختن این امپراتوری هم بدست ایرانیان بود و از دوران مامون عملاً ایران بصورت کشوری مستقل درآمد و پس از آن خلافت عرب دکور و تختی بیش نبود.

نکته پایانی:

امروز در رژیم دروغین اسلامی آن اسلام خرافی در همه ایران رخنه کرده است و نسلها را مغز شویی می دهند. ایرانی بودن را افتخار نمی دانند و حتی نام ایران را انکار می کنند. آن چنان از اسلام کذایی دروغها به مردم گفته اند که برای ملت در خواب رفته مشتبه شده است که راه نجاتشان این اسلام و آن کتاب قرآن خرافه است. بر همه ایرانیان میهن پرست واجب است که خود را از یوغ بندگی اسلام برهانند و آزادگی را بیاموزند.آزادگی با پیام انسانیت و اتحاد بر اساس همه ی اقوام ایرانی.