‏نمایش پست‌ها با برچسب تازی زادگان، عزادار فلسطین اند ولی در. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تازی زادگان، عزادار فلسطین اند ولی در. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ شهریور ۲۷, پنجشنبه

توهین باور نکردنی علیا ماجده المهدی و گروه فمن به اسلام و پرچم داعش!

حضور همیشگی علیا در اخبار جهان

علیا ماجده المهدی زن ٢٣ ساله مصری، فعال حقوق زنان، فعال سایبری، وبلاگ نویس و دانشجوی هنر است. گرچه در نگاره های پیشین به طور کامل در مورد فعالیتهای جنجالی این بانوی فمنیست توضیح داده شده است، اما هر اعتراض جدید این فمنیست جوان بر ضد قوانین و حکومت های فاشیستی اسلامی، بسیار منحصر به فرد و شگرف است.
کنش های علیا بسیار شگفت انگیز است، آنچنان که جامعه جهانی را شوکه می کند. تمامی محدودیت ها و مرزبندی ها در حوزه مسائل مذهبی را در هم می شکند. در صدر اخبار جهان قرار می گیرد و نویسندگان و تحلیل گران را برای درک ریشه های این خشم و عصیان زنانه که به مقابله با مذهب اسلام پرداخته است، مجبور به بررسی و نگاهی دوباره می کند.

بزرگترین توهین به اسلام و پرچم گروه جنایتکار داعش

در این فرتور علیا به همراه دوست دیگرش از گروه فمن، به پرچم داعش و خدای مسلمانان، شجاعانه توهین می کنند! درود بر این شیرزنان مبارز!
در جدیدترین اعتراض علیا، وی و یکی از دوستانش که تنها از پشت سر دیده می شود، عریان روی پرچم داعش نشسته اند. علیا به اصطلاح در حال عادت ماهیانه و خونریزی بروی کلمات پیامبر محمد رسول الله است و دوستش که تنها صورت و گیسوانش را با پارچه سیاهی به شکل چادر یا روبنده پوشانده است، در حال مدفوع روی جمله پلشت «لا اله الا الله» نوشته شده بر پرچم است.

آنان که باد می کارند، طوفان درو می کنند

جهان امروزی لبریز از احساسات ضد اسلامی، تنفر و ترس از قوانین شریعت و مسلمانان است. مسلمان افراطی و جنایات آنان در جهان، تنها دلیل برانگیخته شدن این حس نفرت جهانی از اسلام هستند. مسلمانانی که حتا تحمل دیدن فیلمی (معصومیت مسلمانان) بر اساس آیه های کتاب مقدس خود را ندارند.
آنان به خیابان ها می ریزند و به آشوب و کشتار می پردازند، نه تنها در برابر جنایات ضد بشری داعش سکوت کرده اند، بلکه منبع اصلی تامین نظامی و مالی داعش بوسیله توانگران و دولتمردان مسلمان از جمله حکومت کشور عربستان سعودی، می شوند. بنابرین می توان انتظار داشت که مردم جهان نگاه بدبینانه و پر از نفرتی به کل جامعه اسلامی داشته باشند.
این فیلم “تسلیم” نام دارد و ساخته تئو ون گوگ کارگردان هلندی به نقد پایمال شدن حقوق زنان در دین اسلام می پردازد. شایان ذکر است که کارگردان این فیلم به دست یک مسلمان افراطی به قتل رسید.

شنیدن کی بود مانند دیدن

به طور کلی بسیاری از مردم برای آرامش احتیاج به باوری مذهبی پس از مرگ دارند. طمع به زندگی دنیوی و جاودانگی و ترس از مرگ و نیستی دلیل اصلی پناه بردن مردم به دامن ادیان است. در تمامی کتاب های مذهبی تبلیغ به برده داری، چند همسری، قتل و جنایت برای رضای خدا و…ذکر شده است.
چون کتاب های مقدس به دست مردان سودجویی نوشته شده، که مذهب و خدای خود را برای بدست آوردن قدرت و سود و سلطه بر مردم طراحی کرده اند. اما اینکه شما وقایع کشتار مردم در صدر اسلام را در کتاب های تاریخی خوانده باشید، یا دستور و مجوز به این فجایع را در آیات قرآن دیده باشید، بسیار متفاوت است تا اینکه فجیع ترین صحنه های تجاوز و غارت و قتل و… به دست مسلمان را در شبکه جهانی اینترنت شاهد باشید.
پر واضح است با وجوداین تصاویر ضد انسانی هیچ فردی حتی با کوچکترین درک و احساس انسان دوستی و عاطفه نمی تواند، لب به اعتراض نگشاید و احساس انزجار نکند. حتا بسیاری از مسلمانان و متعصبین اسلامی به دلیل مشاهده جنایات هولناک مسلمین افراطی، نسبت به ارکان های اصلی دین خود بی اعتقاد و سست مذهب شدند. این دین گریزی فراگیر را می توان به راحتی در کل جامعه ایران و بخصوص در بین نسل جوان شاهد بود.
در این تصویر علیا المهدی دختر مصری به عنوان اعتراض با اسلام زن ستیز لخت شد. این کار یعنی خروش، طغیان، و نهایت اعتراض به اسلام و اسلام گرایان است. ۱۴۰۰ سال اسلام با چوب و چماق، سر نیزه، و شلاق و اعدام به جان زنان جهان افتاد و با دیکتاتوری دستور داد چی بپوشند، وی چی نپوشند؟ چگونه راه روند، و چگونه حرف بزنند؟ حال، عصیان این بانوان نهایت اعتراض به این اسلام سلطه گر است.

قربانیان اصلی مذاهب

زنان قربانیان اصلی مذاهب هستند. دکتر و نویسنده بنگلادشی، تسلیمه نسرین در مورد دلیل تهدید حقوق زنان توسط بنیادگرایان مذهبی به عنوان هدف اصلی و نهایی چنین می گوید: «در دید آن ها قدرت مردها از میزان تسلط شان بر زنان سنجیده می شود. مذهب سرچشمه بنیادگرایی است. درنتیجه هیچ مذهبی برابری زن و مرد را نمی پذیرد. این مذهبی ها هستند که ستم به زنان را تشویق می کنند و آنها را از داشتن حقوق برابر بازمیدارند. آن ها سیستم پدرسالاری را تحکیم می بخشند، که با آزادی هیچ زنان همخوانی ندارد.»
بدین سبب زنان و دختران همواره اولین قربانیان حکومت های اسلامی یا هر حکومت مذهبی هستند. بدین دلیل جهان شاهد شورش عریان و فراگیر زنان است. زنانی که نمی خواهند جسم و جان و روح و سرنوشت خود را به سیاستمداران و مذهبیون بسپارند. چنین مبارزان آزاده ای در راه اعتراض به قوانین متحجر ادیان الهی، حتی از جان خود نیز گذشته اند. چون هدفی والاتر و انسانی تر را در جهانی مملو از قوانین حقوق بشری برای دختران و زنان آینده جهان جستجو می کنند.

پیام اعتراضات برهنه زنان

فرتور تظاهرات سال گذشته علیا را به همراه گروه فمن در برابر سفارت مصر در شهر استکهلم و به اعتراض به قوانین اسلامی، نشان می دهد.
اعتراضات برهنه علیا و هر زن آزادی خواه و فمنیست به ما یادآوری می کند که بدن یک زن تنها به او تعلق دارد. عریانی زن نه تنها گناه و جرم نیست، بلکه می تواند طغیانی در برابر نابرابری ها باشد. همچنین هیچ چیز جز انسان، وجود انسان و تفکر و حق او بر سرنوشت خود قابل احترام نیست.
مذهبیون باید بپذیرند که بسیاری از مردم هیچ اعتقادی به ادیان و خدایان ندارند. پس همانگونه که در مذاهب به آنان توهین شده و کافر و گمراه و … نام گرفته اند. آنان نیز این حق را به خود می دهند که اعتقادات مذهبی را به سخره گیرند و جواب شایسته ای به توهین ها و قوانین متحجر آن، داشته باشند.

کلام آخر

سخن پایانی را تنها به ترجمه یک پاراگراف از کتاب “رودخانه جنگ” وینستون چرچیل سیاست‌مدار و نویسنده مشهور بریتانیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات، اختصاص می دهم. وی بیش از صد سال پیش در مورد صدمات اسلام به زندگی و روح و روان طرفدارانش چنین نگاشته است؛
«چه مخوف و نفرین شده است که دین اسلام بر پایه تحمیل چنین باورهایی به طرفداران خود بوجود آمده است. به غیر از تعصب های کورکورانه، که بسیار خطرناک هستند و انسان را به سگ هاری(که چون حیوان وحشی و دیوانه ای، هر لحظه آماده به حمله و کشتار است) تبدیل می کنند.
اسلام یک نوع واهمه اجباری آمیخته به بی تفاوتی را در آنها بوجود می آورد. مسلمانان این حالت را برای خود سرنوشت الهی دانسته و برای خود گریزی از ان نمی بیند. امروزه می توان اثار وحشتناک دین اسلام را در مسلمانان بسیاری از کشورها مشاهده کرد.
در نتیجه باور نهادینه شدن اصول و احکام اسلام در افکار آنان، هر کجا که پیروان حکومت پیامبر زندگی می کنند؛ عادات زندگی لا ابالی، سیستم های عقب مانده و نامنظم کشاورزی، روش های از رونق افتاده تجارت و ناامنی مالی و اقتصادی وجود خواهد داشت. همواره یک حس درونی فاسد، مسلمانان را تحت تاثیر قرار می دهد و مانع از بهرمندی آنان از لذت های زندگی میشود.
سپس (قربانی شدن) عزت و حرمت انسانی مطرح است. در حقیقت اصلی که در قانون محمد هر زن باید به مردی به عنوان ملک شخصی وی تعلق داشته باشد، یا به عنوان کودک یا، یک همسر، یا صیغه، درک قبح برده داری زنان در اسلام و الزام انقراض آنرا به تاخیر می اندازد. زیرا که ایمان به اسلام به مردان قدرت بسیار زیاد و نامحدود و قابل سوء استفاده بر علیه زنان را می دهد….»
 فضول محل

۱۳۹۳ شهریور ۲۰, پنجشنبه

رژیم ضد ایرانی آخوندی، آموزش و پرورش نونهالان کشورمان را به نابودی کشانده است

درد ما یکی دوتا نیست. از هرچه بگوییم و بنالیم، بازهم کم گفته ایم. هنگامی که ما برای چند لحظه در اندیشه بدبختی های جامعه خود، ویرانی و فرسایش سریع کشورمان فرو می رویم، و نسل های نوجوان و جوان را بدون آینده، بی هدف، و تلف شده می بینیم، اندوه و غم بی پایانی سراسر وجودمان را فرا می گیرد و آنچنان ما را افسرده و ناتوان می سازد که مرگ و نیستی را بر این زندگی در زیر چتر یک مشت روضه خوان غارت گر، بی فرهنگ، و ضد ایرانی ترجیح می دهیم.
این دخترک نازنین، نونهال میهن ما، برای رسیدن به دبستان، ناچار است کیلومترها از دامنه کوه و پرتاب و همچنین به کمک طنابی که به دو سوی رودخانه کشیده شده، خود را به آنسوی رودخانه برساند. براستی باید گفت نفرین بر این رژیم ضد مردمی، ضد ایرانی که سرمایه های ایران را به غارت برده اند، و کمترین کار برای این نونهالان عزیز کشورمان انجام نداده اند. به راستی شرم بر آنان باد.
اجازه دهید امروز ازکودکان محروم جامعه خود گفتگو کنیم. کودکانی که سرمایه ملی، و امید آینده کشورند و باداشتن روحیه حساس و نقش پذیری زیاد، به آرامش، محیط آموزش سالم، اطرافیانی آگاه، آرام، و شرایط خوب زندگی نیاز دارند. حال، آیا آخوند چپاول گر، آخوند ضد آیین و فرهنگ ایرانی با افکار پوسیده و خرافاتی ۱۴۰۰ سال پیش می خواهد و یا می تواند امکانات ضروری برای آموزش و پرورش فرزندان این آب و خاک را فراهم کند؟.

از ۳۲ سال پیش که سایه شوم این رژیم ضد انسانی بر سر ما افکنده شد، کودکان معصوم و گل های نازنین و زیبای سرزمینمان به جای آن که در پناه خانواده پرورش یابند، به کودکستان و دبستان روند تا با آموزش خوب و تربیت عالی افرادی کارکشته، آگاه، و خردمند برای جامعه آینده خود باشند، گروهی در خیابان ها به فروش کالای ناچیز و بی ارزش می پردازند تا درآمدی برای زندگی خود کسب کنند، عده ای نیز بی خانمانند و به نام بچه های کار و کارتن خواب شناخته می شوند.
این ویدیو شرایط سخت و بسیار خطرناک گذر نوباوگان کوهستان خوزستان را برای رسیدن به دبستان نشان می دهد.
در میان ایلات و عشایر که زندگی دگرگونی دارند و ناچارند خود را با طبیعت دمساز کنند، و یا در دامنه کوهستان ها به ویژه در خوزستان فرزندانشان از تحصیل و تعلیم و تربیت محرومند. خانواده ها که خود در حقیقت از همه چیز حتی آب خوردن محرومند، ناچارند از راههای پر پیچ و خم کوهستان ها و گهگاه از رودخانه های بدون پل گذر کنند تا به آموزشگاه و یا دبستانی برای فرزندان خود دسترسی پیدا کنند.

رژیم ضد ایرانی میلیون ها دلار از حلق و گلوی مردم و کارهای آبادانی کشور را گرفته است، تا برای سوریه و لبنان، مدرسه، بیمارستان، کارخانه درست کند، و جاده سازی نماید. احمدی نژاد هم که بی تردید یک وطن فروش دشمن مردم ایران است، ارز مملکت را در ونزوئلا و کشورهای دیگر صرف خانه سازی و تأسیسات رفاهی برای مردم آن جا نموده است.

مجتبی و مصطفی خامنه ای که دزدی و غارت گری را از پدر بزرگوار خود فرا گرفته اند، ارزهای مملکت را در بانک های خارج گذاشته، و یا در آفریقای جنوبی به خانه سازی و کارهای دیگر اختصاص داده اند.

نتیجه این که دبستان و یا آموزشگاهی که برای این نونهالان فراهم شده، تنها محدود می شود به یک بیغوله و جای تاریک و کثیفی به نام کلاس درس که به آغل گوسفندان شبیه هست تا جای دگر.، و  کلاس درس تنها منحصر است به  جای نشستن، یک تخته سیاه، و کتابی که گویای شرایط و منطقه آموزش نیست.

این به اصطلاح دبستان، کمترین امکانات آموزش و پرورش نونهالان سرزمینمان را ندارد. آموزگاری هم که در این مدارس تدریس می کند، خود دارای مشکلات و دشواری های  مادی و روانی فراوانی بوده، و می توان گفت برای این کار پرورش نیافته است.
این ویدیو به اصطلاح دبستان روستایی را نشان می دهد. خرابه ای که تنها یک سقف دارد و گذرگاه گوسفندان است. کیفیت این دبستان از آغل گوسفندان هم پایین تر است
 فضول محله

۱۳۹۳ شهریور ۱۰, دوشنبه

حقایقی تکان دهنده درباره خمينى


نام: روح الله
تبار: هندوزاده وعرب
درباره تبار او دو نظر وجود دارد؛ گروه اول میگویند که خمینی هندو زاده ای از تبار اعراب است که اجدادش در هندوستان ساکن شده بودند اما گروه دوم معتقدند که خمینی هندوزاده ای از تبار سیک های هند است و پدربزرگش که به عنوان خدمتکار برای انگلیسی ها کار میکرد, همراه آنها به عراق رفته بودو پدربزرگش که به عنوان خدمتکار برای انگلیسی ها کار میکرد, همراه آنها به عراق رفته بود و در آنجا به ظاهر مسلمان میشود و نام احمد هندی را برای خود برمیگزیند که در اینباره بسیاری از جمله آقای مهدی شمشیری محقق و تاریخدان معاصر به تفصیل در نوشته هایش راجع به احمد هندی و همکاری او با کمپانی هند شرقی انگلستان توضیح داده است.

همچنین آیت الله سید شهاب الدین نجفی مرعشی که پدرش سید شمس الدین محمود مرعشی از بزرگان فقهای دوران خود بود و در نجف، کاظمین، کربلا، سامرا، قم، تهران و کرمانشاه تحصیل کرده و همچنین ایشان از مراجع تقلید و علمای بزرگ شیعه بود که در شجره نامه شناسی خبره و اهل فن بود و استعداد و تجربه فوق العاده ی در شجره نامه شناسی داشت و میتوانست با بررسی شجره نامه ها تشخیص دهد که آیا شجره نامه واقعی است و یا جعلی است و ایشان در جلسه درسش در اوایل کار خمینی در حوزه اعلام نموده بود که خمینی هندی الاصل است و سید وعرب نژاد نیست اما عده ای از طلبه های جوان و شاگردان خمینی به تحریک خمینی به خانه سید شهاب الدین نجفی مرعشی و محل درسش حمله نموده و او را تهدید به مرگ و سکوت نمودند.

همانطور که میدانیم پدر خمینی دارای چندین زن بود و برادر بزرگتر و ناتنی خمینی (از پدر یکی بودن) یعنی آیت الله مرتضی پسندیده نیز در کتاب خاطراتش اعلام میکند که من مرتضی هندی سابق باید بگویم که اجدادمان در هند بوده اند و پدربزرگم از هند آمده است.

همچنین بسیاری از محققین و پژوهشگران هندوزاده بودن خمینی را تایید کرده اند و از جمله استاد دکترعباس میلانی، مورخ، ایران‌شناس و مدیر برنامهٔ مطالعات ایرانی در دانشگاه استنفورد بارها در برنامه تلویزیونی به هندوزاده بودن خمینی اشاره کرده است و در این میان شباهت بسیار زیاد آرم جمهوری اسلامی و نماد سیک های هندو هم نکته ای قابل توجه ای است. یک روحانی شیعه هم که مدت ها ساکن هند بود به اسم آقای احمد علی مصباح در این خصوص در هندوستان پژوهشهائی انجام داده بود و نتیجه پژوهش را بعدها اینچنین اعلام کرد که” در منطقه شبه قاره هند در بین سیک های هند رسم بوده است که شال هایی به دور سر و کمر خود با رنگ های متنوع از جمله سیاه,سفید, سبز و دیگر رنگ ها میبستند و زمانیکه پدربزرگ خمینی که از سیک های هندوستان بود و برای انگلیس ها کار میکرد و برای آنکه راحت تر و آسوده تر بتواند با مسلمانان بویژه شیعیان معاشرت و در میان ایرانیان نفوذ کند به ظاهر مسلمان شد و نام احمد هندی را برگزید و از آنجا که با شال سیاه بر سر بسته شده به ایران و نجف و کربلا رفت و آمد میکرد و چون در ایران بر سر نا آگاهی عموم مردم بستن شال و یا پارچه سیاه بر سر به صورت عمامه نشانه سید بودن بود به حساب می آمد برای همین هم به احمد هندی لقب سید داده شد و او را سید احمد هندی نامیدند.”

نتیجه بسیاری از تحقیقات و پژوهش های انجام شده حکایت از آن دارد که پدر بزرگ خمینی (احمد هندی) زاده روستای کینتور درمنطقه بربنکی در ایالت اوتار پرادش هندوستان بود و بعد درکشمیر و بعد لکنو بوده و از لکنو کشور هند را ترک کرد و راهی نجف شده است, احمد هندی در نجف با شخصی به نام یوسف‌خان کمره‌ای، از اهالی روستای فرفهان از توابع خمین آشنا شد و همراه یوسف خان به روستای فرفهان خمین رفت و در آن روستا اقامت کرد،اگرچه با این تصمیم او، پیوندش با کشور هند قطع شد، اما بعد از آن نیز وی هم‌چنان با لقب هندی شناخته می‌شد.

این لقب بعدها نیز به نوادگان او منتقل شد، به‌گونه‌ای که خمینی خود در برخی از غزل‌هایش از تخلص هندی برای خود استفاده می‌کند.(دیوان امام! تهران،چاپ سال ۱۳۷۲) و آیت الله مرتضی پسندیده برادر بزرگ و ناتنی (از پدر یکی بودن) خمینی، به صراحت اعلام کرد که پدربزرگش از هند آمده و بالاتر از اسم اجداد خود را در هند نمیتواند بیاد بیاورد(یعنی شجرنامه دال بر سید بودن ندارند) و راجع به پدر خمینی یعنی مصطفی هندی هم آیت الله مرتضی پسندیده میگوید:”پدرمان چند سالی از خمین رفت تا در پیش مراجع اصفهان و نجف تحصیل کند” و جالب است که او ادامه میدهد که:”اسامی اساتید پدرمان در اصفهان و نجف در خاطرم نیست ولی میدانم از مراجع بوده اند”! و جالبتر آنکه محقیقین نتوانستند کوچکترین اثر و نشانی از وجود و حضور مصطفی هندی در هیچ کدام از مراکز مذهبی پیدا کنند و به جای آن نشانه هایی از رد پدر خمینی (مصطفی هندی) در هند و عضویت در انجمن فراماسنری اخوّت وهمکاری مصطفی هندی در ایران با شرکت نفت انگلستان و ایران و فردی که به ظاهر مسلمان شده بوده به نام حاج ولیام سن پیدا کردند .

با بررسی کتاب خاطرات آقای سر دنیس رایت(دیپلمات‌ انگلیسی در ایران) میتوان بیشتر به راز عدم حضور چندساله پدر خمینی(مصطفی هندی) پی برد, سر دنیس رایت (دیپلمات‌ انگلیسی) در کتاب ”انگلیسی‌ها در میان ایرانیان” بیان میکند که: {بسیاری از اداره امور جاسوسی انگلستان در ایران توسط کمپانی هند شرقی انجام میشد و به علت احترامی که مردم , حاکمان, امرا و درباریان ایرانی به آخوندهایی که سید بودن میگذاشتند و به علت جهل, خرافه پرستی و اعتقادی که مردم آن زمان ایران در دعانویسی سیدها برای حل مشکل و رفع چشم زخم و درمان بیماری داشتند بطوریکه ملاهایی که سید بودن نفوذ زیادی دراندرونی ها پیدا کرده بودند

و به خوبی به اخباراندرونی ها و محافل خصوصی دسترسی پیدا میکردند و به همین علت انگلستان بسیاری از جاسوسان خود را به شکل سید هندی به ایران میفرستاد تا ضمن جاسوسی سعی در نفوذ در بین مردم و حکومت کنند و اخبار را به موقع به انگلیسی ها بدهند و همچنین سیدهای هندی سعی میکردند در بین قبایل و عشایر نفوذ داشته باشند و آنها را علیه حکومت مرکزی تحریک کنند تا حکومت ایران ضعیف شود و حکومت ایران به فکر حرکت به سمت هندوستان و ضربه به مستعمره انگلستان نباشد و تحریک حکومت قاجار برای جنگ با روس ها از طریق سیدهای نفوذی و به بهانه جنگ با کفار و صدور فرمان جهاد و فشار به حکومت ایران برای جنگ با کافران و بعد شکست ایران و از دست دادن بسیاری از سرزمین های شمالی و حمایت انگلستان از تجزیه افغانستان از ایران در همین راستا بود و او در این کتاب بیان میکند که انگلستان چگونه هر چند سال یک بار جاسوسان خود را به هندوستان فرا میخواند تا به آنها آموزش ها و شیوه ها جدید نفوذ و جاسوسی را آموزش دهد.}

لازم به ذکر است برای اولین بار در ۱۷ دی سال ۱۳۵۶ در روزنامه اطلاعات مقاله ای که با عنوان ”ایران و استعمار سرخ و سیاه” نوشته شده بود و تبار خمینی را از هند دانست که پس از آن مذهبی ها با اعتراض به نسبت دادن تبار خمینی به هند هیاهو و بلوا راه انداختند و آن را دروغ خواندند! و جالب است که یک سال بعدش در ۲۵ دی ۱۳۵۷ روزنامه اطلاعات آیت الله پسندیده برادر خمینی عنوان کرد که: ”جد ما از هند به ایران مهاجرت کرد.” و مردم یاد همان مقاله معروف با عنوان ایران و استعمار سرخ و سیاه به امضاء رشیدی مطلق افتادند و به این ترتیب هندو زاده بودن خمینی بر همه مسلم شد و مذهبی ها بلافاصله سعی کردند این مساله را عادی و بی اهمیت جلوه دهند!

نکته دیگر اینکه در زمان شاه, منتقدان خمینی به شعرهایی از خمینی اشاره میکردند که در آن خمینی به نام هندی تخلص کرده است اما در آن زمان مذهبی ها آن شعرها را دروغ، جعلی و شایعه های ساخته شده توسط شاه میدانستند اما سالها بعد آن شعرها با تصحیح شاعرانی همانند شهریار در جهت عرفانی و بهتر نمودن آنها و توسط موسسه تنظیم و نشر امام! خمینی منتشر شد و درستی و صحت صحبت های منتقدین خمینی ثابت شد و دیده شد درآن شعرها خمینی به نام هندی واقعاً تخلص کرده است, دراینجا به تعدای از آنها به نقل از “دیوان امام” ناشر موسسه تنظیم و نشر امام! خمینی، تهران، سال ۱۳۷۲ اشاره میکنم همانند:
راز عشق تو نگوید”هندی” چه کنم من،که ز رنگش پیداست (صفحه۵۰)
همه ایام چو”هندی” سر راهش گیرم،گرچه توفیق نظر درهمه ایامم نیست (صفحه۶۸)
”هندی” زهند تا به سر کویت آمده است،کی دل دهد به شاهی شیراز و ملک طوس (صفحه۱۲۸)
از بیت قبلی به خوبی میشود فهمید که چرا خمینی در جواب خبرنگاران که پرسیدند: چه احساسی دارید از برگشت به ایران؟ گفت:”هیچ”!!!
دیگر حدیث از لب ”هندی” تو نشنوی، جز صحبت صفای می و حرف می فروش (صفحه۱۳۱)
و به درستی راجع به بخت خود میگوید:
خوشدل از عاقبت کار شو ای ”هندی” از آنک، بر در پیــــر ره از بخت جـــــوان آمده ام (صفحه۱۳۹)
مخوان حدیث شب وصل خویش را ”هندی”،که بیمناک زچشم بد حسودانم (صفحه۱۵۶)
نهال عشقت اندر قلب ”هندی”،به غیر از آه و حسرت باقی نیست (صفحه۲۹۹)
و…

و عجیب بود که در زمان شاه مذهبی ها حتی به عمد چشمشان را بر روی کتاب هایی راجع به شرح حال خمینی که خودش انتشار داده بود بستند از جمله جلد دوم کتاب آثار الحجه در سال ۱۳۳۳ شمسی, صفحه های ۴۴ و۴۵ اسم پدر خمینی الاحمد الهندی ذکر شده است. بعدها در سال ۱۳۵۷ و همچنین در سال ۱۳۶۵ برادر بزرگتر و ناتنی خمینی(از پدر یکی بودن) یعنی آیت الله مرتضی پسندیده هندوزاده بودن خمینی را اعلام کرد و در کتابی به نام کتاب خاطرات آیت الله پسندیده, به کوشش محمد جواد مرادی نیا سال ۱۳۷۴, چاپ و صحافی موسسه انتشارات سوره, ناشر موسسه انتشارات حدیث, هندی بودن جد خمینی و اینکه فامیلی خانودگی آنها هندی بوده است را بیان کرد.

آیت الله پسندیده در کتاب خاطراتش میگوید:”حادثه جالبی که به هنگام صدور سجل (شناسنامه) پیش آمد, اعتراض مردم به نوشتن نام زنانشان بود (البته ایشان به عمد گویا فراموش کرده اند که آخوندها مردم را علیه رضا شاه تحریک میکردند, زیرا اولین قانون معروف به سجل احوال و یا آمار و ثبت احوال در ۱۴خرداد ۱۳۰۴ با پیگیری رضا شاه در پنجمین مجلس شورای ملی به تصویب رسید و آخوندها به مردم میگفتند که رضا شاه با تصویب این قانون به دنبال نابودی دین اسلام ناب محمدی است, او آمده و میخواهد اسم زن های شما را بنویسد و گفتن اسم زن و مادر به نامحرم جایز نیست.) ” و آیت الله پسندیده ادامه میدهد که:”ما فامیلی هندی را ثبت کردیم و بعدها چون فامیلی هندی شبهه وابستگی به انگلیسی ها را پیش میاورد من و روح الله (خمینی) فامیلی خود را عوض کردیم (جالبه نمیگن که چرا فامیلیشان شبهه وابستگی به انگلیسی ها را داشت) برای همین من فامیلی پسندیده را برای خود انتخاب کردم و روح الله فامیلی اش را به مصطفوی تغییر داد اما برادرمان نورالدین فامیلی اش هندی ماند و برای همین ما سه برادر, سه فامیلی متفاوت پیدا کردیم”!

براساس اسناد و مدارک خمینی بارها فامیلی خود را عوض کرده است: نخستین فامیلی پدربزرگ و پدر و خود خمینی ”هندی” بوده و بعد وقتی به قم میرود فامیلی خویش را به موسوی خمینی تغییر میدهد که مهر خود را هم با نام روح الله موسوی درست میکند و پس از چندی دوباره شناسنامه ای با فامیلی جدید مصطفوی میگیرد و در اسناد و مدارکی که پس از تبعید رضا شاه به دست انگلیسی ها و حمایت خمینی از آقای کاشانی دیده میشود از او با نام حجت الاسلام موسوی نام برده شده است و بر اساس اسناد و مدارک, خمینی دارای سه شناسنامه بوده است: اولی با فامیلی هندی از ثبت احوال شهر خمین توسط حسینعلی بنی آدم ثبت شده است و دومین شناسنامه با فامیلی موسوی خمینی از ثبت احوال شهرقم ثبت شده است و سومین شناسنامه با فامیلی مصطفوی از ثبت احوال شهر گلپایگان توسط جعفری نژاد ثبت شده است و پس از تشکیل جمهوری اسلامی, خمینی سعی کرد تمام سوابق خویش با فامیلی هندی و موسوی خمینی را از بین ببرد و عکسی که حکومت از شناسنامه خمینی نشان میدهد و در اینترنت قابل مشاهده است با نام روح الله و فامیلی مصطفوی است!!!

و جالب است که سه مطلبی که رشیدی مطلق در۱۷ دی سال ۱۳۵۶ در روزنامه اطلاعات با عنوان ایران و استعمار سرخ و سیاه بدان اشاره کرد حقیقت داشت
یعنی:
۱) تبار هندی خمینی,
۲) همکاری چپ ها و توده ایها با آخوندها و مذهبی ها علیه شاه (در هنگام تشکیل نظام جمهوری اسلامی به رهبری خمینی شاهد همکاری چپ ها از جمله توده ای ها و بویژه فداییان اکثریت در شناسایی و لو دادن مخالفان خمینی بودیم)
۳) اینکه در آن مقاله نوشته بود چون خمینی در میان روحانیون عالی مقام کشور با همه حمایت های خاص موقعیتی بدست نیاورده بود در پی فرصت می گشت که به هر قیمتی هست خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند (شاهد ماجرا نزدیکترین فرد به خمینی که شاگرد خمینی در حوزه بود و کسی است که برای خمینی نظریه ولایت فقیه را درست کرد یعنی آیت الله منتظری است که در خاطرات خود نوشته اند که با وجودی که خمینی فرد مسنی بود و سالها از زندگی او در حوزه میگذشت اما پس از اینکه آیت الله بروجردی که مرجع تقلید بزرگ شیعیان بودند و ریاست حوزه را برعهده داشته و مخالف دخالت روحانیون در سیاست بودند فوت نمودند آقای منتظری وقتی میخواست به منزل آیت الله گلپایگانی برود شاهد ازدحام جمعیت بسیار زیاد مردم بود که همانند آیت الله شریعتمداری مردم برای اعلام حمایتشان از مرجع تقلید آنان به آنجا مراجعه کرده بودند ولی وقتی به منزل خمینی میرود هیچ کسی را آنجا نمیبیند و همانطور که نوشته است اظهار مرجع تقلید بودن خمینی بعدها به درخواست منتظری و توسط آیت الله شریعتمداری برای حفظ جان خمینی و رهانیدن او از خطر اعدام به علت بلوایی که در مخالفت به انقلاب سفید شاه و حمله به قانون دادن حق رای به زنان راه انداخته بود و مذهبی ها را تحریک به حمله به دولت نموده بود انجام شد.
محمد رستگار – پنجشنبه ۲۷ تیر

۱۳۹۳ شهریور ۶, پنجشنبه

خدایان روان پریش و جلاد مذاهب، مستحق بازخواست و محاکمه اند!

iranian-women-about-to-be-hanged-prays-to-god

 

چهره کریه قوانین الهی

تکنولوژی غربی به بهترین و فاحش ترین نحو جنایات دین داران و خداپرستان افراطی را به نمایش می گذارد. حتی تصور فیلمی ساختگی از ژانر وحشت که قاتلینی بیرحم و سایکوپات به فوتبال با سرهای بریده بپردازند. و بلند بلند قهقه بزنند, غیر قابل تصور است. امااین ویدیو مسلمانان طالبانی است که با سرهای بریده پلیس پاکستان به اصطلاح فوتبال بازی می کنند و می خندند.

سنگسار، یا جلوه دیگر از عدالت الله عرب

چگونه می توان باور کرد که در سرزمین هایی بدوی زنان و مردان را پارچه پیچ می کنند و گودالی کنده و آنان را تا نصفه در گودال قرار داده و با سنگ بدنشان را له خواهند کرد؟. یا اینکه بسیاری از مادران و پدران، اجازه جداسازی قسمتی از عضو تناسلی کودکان شان را به بیرحمانه ترین شکل صادر می کنند! با کدام منطقی و سر سوزنی از انسانیت و عاطفه می توان کوچه ها و پیاده رو های عراق را که مملو از سرهای بریده و بدن های تکه تکه شده است نظاره گر بود!.

آتش زدن انسان ها بنام دین

همچنین، نگاهی هر چند کوتاه و بهت زده به فیلم وحشتناک آتش زدن انسان ها به جرم جادوگری. یادآور جنایات مذهبیون مسیحی افراطی در قرون وسطی می باشد. این پیشرفت علم بشر و بوجود آمدن دوربین، موبایل، ماهواره، اینترنت و…بود. که پرده از عمق توحش اعتقادات مذهبی ادیان برداشته است.

مذهبیون افراطی جنایتکاران دینی

مذهبیون افراطی بویژه ملاها، مفتی ها، اسقف ها، پاپ ها و … می توانند به راحتی، نیروی تباه کننده یا ترمز تمدن جوامع بشری باشند. چون قدرت مذهبیون افراطی بر جهل مردم عامی تکیه دارد. مردمی که به نیرو های خرافی ما بعد الطبیعه باورمند بوده و  از قهر و غصب خدایان خیالی در هراسند.
همچنین طمع داستان خیالی بهشت و پاداش الهی چشم بصیرت خردباختگان را کور کرده است. بنابر این بسیاری از این افراد، گوش به فرمان خدایان و مذهبیون به راحتی دست به هر جنایتی می زنند. سپس توجیه این جنایات را خواست خدا یا در راه خدا می خوانند.
حقیقت امر این است که مذهبیون افراطی که به جنگ ها و کشتارها دامن می زنند. افرادی خودشیفته (نارسیسیسم) و جنایتکار هستند. به دلیل همین خودانگاشت‌های درونی و اختلالات روانی است که خود را در ارتباط با پیامبران و خدا می دانند. و از هیچگونه جنایتی به نام خدایشان و به حکم فتوایشان روی گردان نیستند. حال اینکه اگر فرد دیگری ادعای رابطه با خدا و پیامبران را داشته باشد. به جرم کلاهبرداری یا دیوانگی دستگیر و به زندان خواهند افکند. آنان بوسیله دست یازیدن به مذاهب دروغین، میل به کشتار، شکنجه، تجاوز و عطش قدرت را در خود سیراب می کنند. وگرنه برای هیچ انسان عاقلی قابل قبول نیست که راه بهشتی موعود با دستان خونی و لبریز از جنایت ممکن باشد.
در این ویدیو آقای دکتر عرفانی جامعه شناس به یک سری از مسائل اجتماعی مانند پرورش دروغ و دروغ پردازی و همچنین ماهنیت و نوع عشق اسان ها به یکدیگر بحث و گفتگو می کند.

دین منشاء جنگ ها و جنایت ها

از جنگ های صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان و دیگر ادیان، تا کشتار امروزه مردم بی پناه به دست طالبان و داعش و حکومت های اسلامی گرفته، تا درگیری های خون آلود فلسطینیان و اسرائیلیان، همه و همه بر سر دین و مذاهب و اعتقادات خرافی ناشی به باور بر ادیان است.
در این نوع جنگ ها و خصومت ها هر دو طرف با تکیه بر اعتقاد راسخ به خدا و پیامبران خود به جنایت می پردازند. و هیچ ترسی از این بابت ندارند، چون خود و خدای خود را بر حق می دانند. بزرگترین قربانی این جنگها مردم محروم و ستم دیده هستند. و ثمره آن نفرت عمیق ایمان آورندگان به مذاهب مختلف از یکدیگر و تشنج فضای صلح در منطقه می باشد. همچنین دلزدگی و دین گریزی نسل های آینده نسبت به ادیان و خدایان پیشینیان شان، از نتایج دیگر این جنگ ها می باشد. چنانچه امروزه در ایران نظاره گر آن هستیم.

خداوندان بیرحم، سزاوار محاکمه اند

چناچه مهندس بهرام مشیری محقق و تاریخ شناس عصر ما در این رابطه بیان می کند همه مشکلات از آنجا آغاز می شود؛ که می گویند؛ “خداوند می فرماید.”اصولن خدای ادیان ابراهیمی خدایی روان پریش، جلاد و کم حوصله است که از توهین، شکنجه دادن و کشتن لذت می برد. خدایی که از او مرتبن به عنوان قادر یاد می کنند. بنابراین سوالات زیادی در مورد وجود خدا پیش می آید. اگر قدرتمند پس چرا خود به امور دنیویان رسیدگی نمی کند. و اگر مهربان و بخشنده است، پس چگونه چنین قوانین مجرمانه و جنایتکارانه ای برای تنبیه خاطیان دارد. مگر نه اینکه می گویند او بوجود آورنده و واقف به همه چیز است. پس چگونه بندگانی را که خود این ویژگی ها و حتی حق انتخاب را به آنان داده شکنجه و تنبیه می کند؟. از نظر نگارنده، خداوندانی چنین شکنجه گر و جانی، مستحق محاکمه در دادگاه ذهن و نقد و بیان خردمندان می باشند.

یک بام و دو هوای شرعی

یکی از دهها جنایات داعش در عراق که از سوی الله مدینه مأموریت در قتل عام مردم دارد.
زیباترین تفسیری که از قوانین شرعی و به طور کلی مذهبی شنیدم. در مصاحبه ای از کانال سی.ان.ان بود. (متاسفانه اسم تفسیرگر مذهبی سیاسی را به خاطر ندارم.) وی در جواب اینکه قوانین شریعت اسلامی چیست، گفت. “قوانین شریعه اسلامی یعنی هر چه که می خواهند و به نفعشان باشد، دستورش را صادر می کنند.” او سپس در ادامه چنین گفت؛ “در نظر بگیرید که بخواهند فردی را بکشند. می گویند در قوانین ما کافران باید کشته شوند. و سپس بخواهند بنا به اقتضای زمان با گروهی صلح کنند. خواهند گفت دین ما دین بخشش است و خداوند هرکس را در انتخاب دین آزاد گذاشته است.
وی در ادامه گفت: “به طور کلی کتاب های مذهبی به صورتی نوشته شده است (به صورت تیغ دو لبه). که از هر طرف قابل اجرا به نفع سودجویان مذهبی باشد.”  شاهد این گفته اعمال و رفتار حکومت اسلامی ایران است. حکومتی که دست فردی را که از بیکاری و گرسنگی به دزدی روی آورده، قطع می کند. اما دزدی های کلان و میلیاردی نزدیکان سردمدارن و حکومتیان را نادیده می گیرد. انسانی را به سنگسار محکوم می کنند. اما متجاوزدیگری را به جاه و مقام می رساند. چون فرد دوم جنایتکار خانگی حکومت بوده است و….

متعالی ترین مذهب انسانی

بهترین و انسانی ترین راه و روش زندگی، احترام و رعایت حقوق دیگران است. آنچه به عنوان حقوق بشر نگاشته شده حاصل تفکر و دسترنج افرادی وارسته در جوامع آزادی خواه و پیشرفته بشری است. جوامعی که دوران سیاه قرون وسطای فرمانروایی جهل و مذهب را سپری کردند. جوامعی که عصر رنسانس را با شکوفایی هر چه بیشتر تجربه کردند. و اکنون این کشورهااز قدرتمندترین، ثروتمندترین، پیشرفته ترین و شادترین نقاط جهان می باشند.

کلام آخر

گروه داعش یکی از نمایندگان الله در عراق حتی از کشتار کودکان نیز پرهیزی ندارد. و به هیچ کس رحم نمی کند. اینها کودکان یک دهکده اند که به خواست الله کشته شدندن.
آخرین کلام را با شعری کوتاه به پایان می برم, شعری که وصف حال امروز ایران و مردم ماست.

شعری برای داعش، شعری برای تو…/ ((بنگر! ))

بنگر
که چگونه…
پیامبران بازگشته اند
با تفنگ های لبریز از نفرت ایمان
و خنجرهای خون آلود برهنه،
در راه خدایان
و صدای منحوس تکبیر شان
در لحظه ای که انسانی را چون گوسفندی بی پناه
ذبح می کنند!!!.
بنگر!
به پیامبر و امامانت
که از کهنه ترین کتب تاریخی و دورترین قبایل بدوی
ظهور کرده اند…
و تو هنوز…
به خدایشان…،
ایمان داری!….



۱۳۹۳ شهریور ۱, شنبه

داعش اثبات کرد که اسلام، دین صلح و دوستی نیست!

مغلطه «اسلام واقعی» چیست؟

به هنگام بحث و گفتگو با یک مسلمان به نقطه ای خواهید رسید که فرد دیندار برای محافظت از باورهایش به مغلطه «اسکاتلندی واقعی» چنگ می اندازد! او شما را متهم خواهد نمود که اسلام واقعی را نمی شناسید، او خواهد گفت که جنایات آخوندهای شیعه و سنی ها و وهابیون ارتباطی با اسلام ندارد و آن ها نام اسلام را خراب کرده اند! آنجاست که شما وظیفه دارید به کمک متن زیر، پاسخی محکم، محترمانه و منطقی بدیشان بدهید:
به گواه تاریخ، اسلام تَنها در سیزده سالِ نخست پیدایش اَش، دینِ صلح و آرامش بوده و به مَحض گسترش پیروانش و قدرت گرفتن محمد، بیابان گردانِ حجاز که دیگر سپاهیانِ اسلام را تَشکیل می دادند، به کشتار، غارت و نابود کردن تمامی دیگر قبایل و مردمانِ دگراندیش مشغول شدند.
مسلمانان واقعی که به اسم مستعار داعش فعالیت می کنند و یک نماز و روزه عقب افتاده ندارند، اسیران بی دفاع خود را یک به یک لب آب آورده و گلوله در مغزشان خالی می کنند! باز بگویید اسلام دین صلح و دوستی نیست! بی چشم و رویی تا به کی؟!
محمد یارانش را متقاعد ساخته بود که چنانچه یک دگراندیش حاضر به پذیرفتن اسلام نیست و جزیه (باج) هَم پرداخت نمی کند، خونش مباح گردیده و بایستی که آن کافرِ بی ایمان، به شمشیرِ برانِ مسلمانان، از پای دَر آورده شود.کشتار یهودیانِ بی دفاعِ بنی قریظه که حتی مسلح هم نبودند، تَنها گوشه ای از کتابِ تاریخِ خونبار و پُر از جنایتِ اسلام است.
اسلامِ واقعی و غیر واقعی وجود نَدارد؛ هَر چه هست قَهر است و خشونت و عقب ماندگی و نادانی و نَقض آشکار اعلامیه جهانی حقوق بَشر! از ابتدایِ شکل گیری این مَسلکِ دیوان تا بدین روز نیز همینگونه بوده و چنانچه افساری پولادین، بَر گُرده یابویِ رَم کرده اسلام زده نشده و این اژدهایِ هفت سَر را دَر جایش میخکوب نکند، این مَذهب جنایت بار، به تهدید جوامع انسانی گیتی، همچنان ادامه خواهد داد.
سربازان اسلام که دست شان تا به آرنج به خون بیگناهان آلوده است، بر زمین نشسته و از سوی روحانی تیم شان، درس های اسلامی می گیرند! قبول الله باشد این همه ترور و خون و وحشت انشاالله!
اگر کَسی ادعا می کند که “اسلام واقعی” چیزی فراتر از آن است که تاریخ نشان مان داده و خودمان نیز شاهدِ عینی جنایاتش می باشیم، باید به چند پُرسش زیر به صورت منطقی و مستدل پاسخ دَهد:
۱- تفاوتِ اسلامِ واقعی با اسلام غیر واقعی در چیست؟
۲- دقیقن در چه نقطه زمانی، در طول تاریخ، یک حکومت که قوانین اسلام واقعی را مو به مو اجرا کند، شکل گرفته است؟
۳- اگر همانطور که می گویید اسلام دین رحمت و مهربانی است و اسلام واقعی نیز زیباترینِ مذاهب است، چگونه حکومتی که بر پایه اسلام واقعی (اگر ادعا کند که چنین حکومتی در تاریخ وجود دارد)، پایه ریزی شده و یکایک مردمان را شادمان و خوشبخت می کرده، نابود شده و از میان رفته است؟
۴- اگر تا کنون اسلام واقعی در سراسر تاریخ دیده نشده، شما چگونه ادعا می کنید که می دانید اسلامِ واقعی چیست؟ آیا پیامبرید و به شما وحی می شود؟!
۵- آیا شما سواد و دانش تان در بابِ اسلام و تاریخ آن، از مجتهدان و آیت الله هایِ بزرگی چون خمینی، خامنه ای، خلخالی، لاریجانی، خاتمی و… بیشتر است؟ اگر نه، چگونه شما توانسته اید اسلام و فلسفه خونین اش را بهتر از آن ستمگران و تروریست های شناخته شده جهانی، بشناسید؟
داعش که یک گروه مسلمان واقعی است، طبق دستور اسلام که بت پرستی را حرام اعلام نموده، مساجد و زیارتگاه های شیعیان را که در آن ها بت پرستی رواج داده می شود، نابود می کند!

- آیات جنایی قرآن به همراه برگردان فارسی شان:

* سوره التوبه آیه ۲۸ صفحه ۱۹۲:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلاَ یَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ.
برگردان فارسی: ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد، نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از بی نوایی می ترسید، خدا اگر بخواهد به فضل خوش بی نیازتان خواهد کرد. زیرا خدا دانا و حکیم است.
* سوره التوبه آیه ۲۹ صفحه ۱۹۲:
قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَلاَ یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حَتَّى یُعْطُواْ الْجِزْیَةَ عَن یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ.
برگردان فارسی: کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمی کنند و دین حق را نمی پذیرند بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.
* سوره النساء (زنان) آیه ۸۹ صفحه ۹۳:
تک تیرانداز داعش، یک مرد عراقی را از پشت سر هدف گرفته است! این شیوه جنگیدن ناجوانمردانه از صدر اسلام، سنت و تاکتیک اعراب مسلمان بوده است!
وَدُّواْ لَوْ تَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُواْ فَتَکُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِیَاء حَتَّىَ یُهَاجِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِیًّا وَلاَ نَصِیرًا.
بزگردان فارسی: دوست دارند همچنان که خود به راه کفر می روند، شما نیز کافر شوید تا برابر گردید. پس با هیچ یک از آنان دوستی مکنید تا آنگاه که در راه خدا مهاجرت کنند. و اگر سر باز زدند، در هرجا که آنها را بیابید بگیرید و بکشید و هیچ یک از آنها را به دوستی و یاری برمگزینید.
* سوره الانفال (غنایم جنگی) آیه ۱۲ صفحه ۱۷۹:
إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى الْمَلآئِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ.
برگردان فارسی: و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مومنان را به پایداری وادارید. من در دلهای کافران بیم خواهم افکند. بر گردنهایشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید.
* سوره توبه آیه ۵ صفحه ۱۸۸:
داعش اسیران خود را به روش اسلامی اعدام دسته جمعی می کند! داعش بزرگ در سال ۱۳۶۷ در ایران نیز زندانیان عقیدتی - سیاسی را همینگونه به خاک و خون کشاند!
فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّکَاةَ فَخَلُّواْ سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ.
برگردان فارسی: پس چون ماههای حرام به سر آمد آنگاه مشرکان را هر جا یافتید به قتل رسانید. و آنها را دستگیر و محاصره کنید و هر سو در کمین آنها باشید. چنانچه توبه کردند و نماز به پای داشتند و زکات دادند پس از آنها دست بدارید، که
خدا آمرزنده و مهربان است.
* سوره توبه آیه ۱۲ صفحه ۱۸۹:
وَإِن نَّکَثُواْ أَیْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ.
برگردان فارسی: اگر پس از بستن پیمان، سوگند خود شکستند و در دین شما طعن زدند، با پیشوایان کفر قتال کنید (کشتار کنید) که ایشان را رسم سوگند نگه داشتن نیست، باشد که از کردار خود باز ایستند.
* سوره بقره آیه ۱۹۱ صفحه ۳۱:
وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى یُقَاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِن قَاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذَلِکَ جَزَاء الْکَافِرِینَ.
برگردان فارسی: هرجا که آنها را بیابید بکشید و از آنجا که شما را رانده اند، برانیدشان، که فتنه از قتل بدتر است. و در
مسجد الحرام با آنها مجنگید مگر آنکه با شما بجنگند و چون با شما جنگیدند، بکشیدشان که این است پاداش کافران.
* سوره توبه آیه ۱۲۳:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ وَلِیَجِدُواْ فِیکُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ.
برگردان فارسی: ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!
* سوره محمد آیه ۴:
فَإِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِکَ وَلَوْ یَشَاء اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَکِن لِّیَبْلُوَ بَعْضَکُم بِبَعْضٍ وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَن یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ.
برگردان فارسی: چون با کافران روبرو شدید، گردنشان را بزنید و چون آنها را سخت فرو فکندید، اسیرشان کنید و سخت ببندید. آنگاه یا به منت آزاد کنید یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پایان آید. و این است حکم خدا. و اگر خدا میخواست از آنان انتقام میگرفت، ولی خواست تا شمارا به یکدیگر بیازماید. و آنان که در راه خدا کشته شده اند اعمالشان را باطل
نمیکند.
00:00
36:07
در این ویدیو، ابتدا سربازگیری گروه اسلامی داعش و سپاس کشتار وحشیانه اسیران به دست ایشان را مشاهده می کنید. تماشای این ویدیو به کسانی که دارای ناراحتی های قلبی هستند، توصیه نمی شود. کشتار این اسیران درمانده آدمی را یاد کشتار بنی قریظه به دستان پر مهر! پیامبر اسلام می اندازد!
* سوره انفال آیه ۳۹ صفحه ۱۸۲:
وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.
برگردان فارسی: با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنه ای نباشد (قتل عام شان کنید) و دین همه دین خدا گردد پس اگر باز ایستادند، خدا کردارشان را می بیند.
* سوره احزاب آیه ۶۱ صفحه ۴۲۷:
مَلْعُونِینَ أَیْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِیلًا.
اینان لعنت شدگانند. هرجا یافته شوند باید دستگیر گردند و به سختی کشته شوند.
* سوره مائده آیه ۳۳:
إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ.
برگردان فارسی: سزاى کسانى که با [دوستداران] خدا و پیامبر او مى‏جنگند و در زمین به فساد مى‏ کوشند جز این نیست که کشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت‏ یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند، این رسوایى آنان در دنیاست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت.
* سوره مائده آیه ۳۸:
وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَیْدِیَهُمَا جَزَاء بِمَا کَسَبَا نَکَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ.
برگردان فارسی: و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه کرده‏ اند، دستشان را به عنوان کیفرى از جانب خدا ببرید و خداوند توانا و حکیم است.
پ.ن: آیات و برگردان های فارسی آنان از تارنمای زندیق وام گرفته شده و پس از اندکی ویرایش به دست نگارنده، در این نگاشته گنجانده شدند.

- داعش و اسلام:

پس از خواندن آیات و سوره های جنایی اسلام و بررسی کشتار های گروه اسلام گرای داعش بدین نتیجه می رسیم که داعش مشغول اجرای کلمه به کلمه دستوراتی است که الله مدینه در قرآن، به پیروانش داده است! داعش کوچک در عراق می کشد، شکنجه می دهد، دست و پا و گردن قطع نموده و اعدام می کند و حتی جزیه می گیرید و این ها  تمامن دستورات روشن الله به بندگانش می باشد.
داعش سمبل رحمانیت و انسان دوستی اسلامی است! کسانی که ادعا می کنند گروه اسلام گرای داعش مسلمان نیستند و جنایات شان به اسلام ربطی ندارد، بدون کمترین تردیدی هیچونه سواد دینی نداشته و از اسلام عزیز! چیزی نمی دانند! داعش تمامی جنایات خود را با پیروی از دستورات روشن الله مدینه در قرآن انجام می دهد و یک تروریست عضو داعش، نمونه بارز یک مسلمان واقعی است!
داعش کوچک در عراق و سوریه و داعش بزرگ در ایران، مردمان بینوا را به اسارت خود در آورده و خون شان را در شیشه کرده اند! ایشان در حال شستشوی مغزی کودکان، نوجوانان و جوانان می باشند تا بتوانند اعمال خونبار تروریستی خود را در دامنه گسترده تری انجام داده و قربانیان بیشتری بگیرند! چشم اسنفدیار داعش کوچک و بزرگ، آگاهی و روشنگری است! برای مبارزه با این مسلمانان راستین که جز کشتار و شکنجه و ترور و سکس! چیزی نمی دانند، این مقاله و سایر مقالات نقد اسلام را بازپخش کنید.